مجله پنجره

هفته نامه فرهنگی سیاسی پنجره

مجله پنجره

هفته نامه فرهنگی سیاسی پنجره

باز کردن گره اسیدپاشی

| پنجشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۳۳ ب.ظ

13 نکته اساسی در تشریح مسئله اسیدپاشی

فریدالدین حداد عادل/ اعتراضات مردمی نسبت به اسیدپاشی های اخیر در اصفهان تبعات مختلفی داشته است. بخشی از بدنه فعال جامعه در شبکه های اجتماعی نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند، دشمنان از آن سوء استفاده کردند و یک جنایب، خیلی سریع به بحرانی اجتماعی و سیاسی تبدیل شد. در نوشته حاضر، مواردی را با هم مرور می کنیم.

۱-   شاید علت اصلی این که اسیدپاشی های اخیر در اصفهان منشا نارضایتی عمومی شده است دو مورد زیر باشد:

الف- برخلاف بسییاری از موارد اسیدپاشی، قربانیان جنایات اخیر از اقشار و خانواده هایی نیستند که حاشیه های فردی یا خانوادگی داشته باشند. در نتیجه سوالی بزرگ در پس چرایی حمله به آن ها به وجود آمده است. عموم قربانیان از اقشاری نبوده اند که خودشان درگیر مسائلی شخصی باشند تا زمینه را برای بروز چنین فاجعه ای فراهم آورند.

ب- در بیشتر موارد اسیدپاشی، جنایتکار یا عامل جنایت سابقه فردی با قربانی دارد و قابل ردیابی  است حال این که عدم وجود سابقه ای در مورد قربانیان موجب شده است گمانه انتقام گیری فردی در این موارد شعیف شود.

۲-   اسیدپاشی اگر چه یک جنایت ضدانسانی بسیار شنیع است اما هم در دهه های گذشته سابقه داشته و هم در دیگر کشورها وجود دارد و به دلیل نوع جنایت احتمال وقوع آن کم نیست پس باید نسبت به این مسئله واقع بین و حساس باشیم.

۳-   مسائل اجتماعی نسبت مستقیم با مسائل فرهنگی دارند؛ آن وقت که نتوانستیم برای مشکلات فرهنگی چاره جویی کنیم باید می دانستیم که چه اتفاقات اجتماعی و سیاسی پرمخاطره ای در آینده قابل تصور است. وقتی مردم به تماشای فیلم های سخیف برخی شبکه های ماهواره ای نشستند کسی این زنگ خطر نشنید که موضوعات اجتماعی نظیر خیانت در خانواده، افزایش طلاق، افزایش فحشا، خانواده های تک سرپرست، بالارفتن سن ازدواج و … در انتظار جامعه ماست.

۴-   نخبگان و مسئولان جامعه باید بدانند جنس بسیاری از مشکلات آینده کشور از سنخ معضلات اجتماعی است.

۵-   در ایران امروز به معضلات اجتماعی توجه جدی نمی شود؛ نه مسئله مواد مخدر را حل کردیم و نه به حاشبه نشینی توجه می کنیم. موضوع مهاجرت در کنار مسئله کودکان کار، زنان خیابانی و دیگر امور اجتماعی مورد توجه جدی هیچ کس نیست.

۶-    در مورد مسئله خاص اسیدپاشی به نظر می رسد که نقطه ضعف های قانونی نیز محتمل است که وجود داشته باشد. چرا خاطیان به طرزی دردناک همان طور که قربانیانشان یک عمر زجر می کشند مواخذه نمی شوند شاید اراده ای برای ورود جدی به این مسئله هنوز وجود ندارد.

۷-   زنان، قربانیان جدی معضلات اجتماعی و بی مبالاتی متفکران، نخبگان و مسئولان هستند. در بسیاری از مسائل جامعه وقتی مسئله ای به معضل تبدیل و پیچیدگی پیدا می کند راه حل آن دشوار می شود و زنان بیشتر از مردان، آسیب های جدی می بینند.

۸-   چند سال پیش وقتی خانم آمنه بهرامی عامل اسیدپاشی به چهره خود را عفو کرد بنده ضمن نقد این عمل متذکر شدم که این کاش یک بار قصاص اجرا می شد تا ضریب امنیت عمومی زنان جامعه بیشتر شود اگر عامل آن جنایت به درستی قصاص می شد جنایتکاران مواخذه و تنبیه را مشاهده می کردند. توجه واقع گرایانه به این مسئله و لزوم برخورد با جنایتکاران، روح انسانی و متعالی قوانین اسلامی قصاص را عیان می سازد.

۹- در غیاب موضع گیری های رسمی رسانه ای، برخورد قوه قضائیه و سرعت عمل نیروهای انتظامی، اکنون شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی میدان دار جهت دهی افکار عمومی شده اند. به طوری که توانسته اند مردم ناراحت و ملتهب را به خیابان بکشانند و در سایه تحریک احساسات دردمندانه عمومی، نظر خود را به ذهن بخشی از جامعه متاثر القا کنند. اگر متولیان امر زودتر اقدام کرده بودند حالا مجبور نبودیم تلاش کنیم پاک ترین و شجاع ترین فرزندان این کشور از اتهام ارتکاب جنایت مبرا شوند.

۱۰- شهر اصفهان از ابتدای سال جاری، شاهد چندین مورد اسیدپاشی بوده و در استان کرمانشاه نیز موارد مشابهی رخ داده است. چرا کسی به این راحتی از آن همه موارد موج اجتماعی و سیاسی نساخت؟ ناشناس ماندن جنایتکار موجب حساسیت اقشار فعال و حساس جامعه نسبت به این امر در فضای مجازی شد و ضد انقلاب این فرصت را پیدا کرد تا فضای عمومی جامعه را بر ضدحاکمیت تهدید کند. عملکرد سوء ماهواره های دشمن به دلیل ماهیت دشمنی آن ها آشکار است اما چرا ما برای طرح عمومی این مشکلات در عرصه های عمومی تر و حل آن ها فکری نمی کنیم تا یک جنایت به بحران سیاسی تبدیل شود. شاید اگر متولیان رسمی امر زودتر ورود پیدا می کردند کار به این جا نمی کشید.

۱۱- برخی رسانه های اصلاح طلب و بعضی رسانه های دولتی در این عرصه همان اشتباهی را مرتکب شدند که در سال ۷۸ در پی حادثه کوی دانشگاه تهران مرتکب شدند. برای سوزاندن دل رقیب آتشی برافروختند که بستر حیات سیاسی خودشان را از بین برد. پرداخت مغرضانه به این مسئله اجتماعی توسط برخی رسانه ها یکی از دلایل بروز این بحران اجتماعی بود. در این بین رئیس جمهوری محترم نیز با آن همه سابقه امنیتی، سیاسی و نظامی احتمالا عمق موضوع را احساس نکردند و نابجا از این اتفاق سخن به میان آوردند موضوعی که طرح آن در مقام نقد حریف ضرورت نداشت و بیان آن از سوی ایشان تاییدی بر ادعاهای ماهواره های بیگانه و شبکه هیا اجتماعی فضای مجازی بود.

۱۲- کسانی که به اهمیت کنترل برا اینترنت و شبکه های اجتماعی فضای مجازی اعتقادی ندارند اکنون باید ببینند ممکن استکشور به سادگی به وسیله این ابزار ها و وسایل دچار تشتت و بحران شود.

۱۳- سناریوی محتمل؛ در ردیابی و گمانه زنی برای ریشه یابی این مسئله غم انگیز، احتمالات مختلفی وجود دارد اما اگر احتمال کم گاف دادن جریان های محدود و متحجر و تندرو را کنار بگذاریم یا برنامه ریزی محتمل دشمنانی مانند داعش، سرویس های امنیت بیگانه را هم از نظر دور بدانیم، محتمل ترین سناریو این ماجرا، این طور به نظر می رسد که یک آسیب دیده اجتماعی که احتمالا در مقطعی از زندگی خود از یک زن ضربه ای باور نکردنی و غیرقابل جبران خورده و اکنون چنان دچار کینه و نفرت شده و تعادل روانی خویش را از دست داده است که به صورت کورکورانه و صرفا برای ارضای حس انتقام جویی خود به انتقام گیری از کل زنان جامعه پرداخته است. این احتمال وجود دارد که دستیابی به سر نخ در مورد این جنایت به درازا بکشد و این معضل ابعاد پیچیده تری پیدا بکند. سوال مهم در این بین این است که وقتی میدان داری افکار عمومی در دست نهادهای رسمی نیست، بر فرض اثبات سناریوی حاضر چه کسی خواهد توانست افکار عمومی را نسبت به پذیرش این واقعیت متقاعد کند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی