یکشنبه  10 ارديبهشت 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 67
اهـتمام به زیارت اربعین
نويسنده : آیت‎الله عبدالله جوادی‎آملی

امام حسن عسگری (علیه‎السلام) فرمودند: «نشانه‎‎های مومن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم».
مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نماز‎های نافله است که جبران‎کننده نقص و ضعف نماز‎های واجب است؛ به‎ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. شاید سر ستودن نماز به وصف معراج مومن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان را 
به معراج می‎برد. 
موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است زیرا فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی‎گویند یا آهسته تلفظ می‎کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می‎داند. 
مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مومن نیست زیرا این مسئله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمه «الاربعین»، نشان می‎دهد که مقصود امام عسکری (علیه‎السلام) اربعین معروف و معهود نزد مردم است. 
اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه‎‎های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نماز‎های واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایه این روایت، همان‎گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است. 
زیارت اربعین انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می‎دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیه مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه‎‎ها از ویژگی‎‎های ممتاز آن حضرت (علیه‎السلام) است. 
خلاصه آنکه رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوی دیگر بود تا هم جاهلان را عالم نماید و هم گمراهان را هدایت کند و در نتیجه، جهل علمی و جهالت عملی را از جامعه جدا سازد. همین دو هدف در متن زیارت اربعین سالار شهیدان (علیه‎السلام) تعبیه شد؛ چنان‎که منشأ ددمنشی منکران رسالت و دشمنان نبوت، حب دنیا و شیدایی زرق و برق آن بود و عامل مهم توحش منکران ولایت و دشمنان امامت نیز همان غَطْرَسه دنیا و دلباختگی به آن بود، که در بخشی از زیارت اربعین به آن اشارت 
رفته است. 

گریه بر امام حسین (علیه‎السلام) 
براساس نقلی معروف از حضرت سکینه بالای بدن مطهر امام حسین (علیه‎السلام)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثه تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونی» هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید زیرا اگر امام حسین (علیه‎السلام) به خلافت می‎رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود
 نداشت. 
بنابراین، اصل کلی این است که هر حادثه تلخ و ناگواری را باید بهانه کرد و برای سالار شهیدان اشک ریخت؛ نه آنکه افراد داغدیده برای تسکین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیه‎السلام) را بهانه کنند و برای التیام زخم خویش اشک بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزاداری فرق وافر است زیرا محصول یکی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیه‎السلام) است و نتیجه دیگری تسلیت برای خود؛ هرچند ممکن است بهانه قرار دادن واقعه جانسوز کربلا هم بی‎اثر نباشد.