جمعه  27 مرداد 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 56
اربعین از نگاه خالق اثر «آسمان حسین(ع)»
خداوند در میان آتش گلستانی برپا کرده است
نويسنده : حسین خان‌بابازاده

عبدالحمید قدیریان برای مردم به‎خصوص اهالی هنر نامی غریبه نیست. از تلاش‎‎های پشت صحنه او در مریم مقدس (س) و ملک سلیمان و... تا نقاشی‎‎های او در مجموعه «آسمان حسین (ع)» در ذهن‎ها مانده است. به‎سراغ او در یکی از محله‎‎های غرب تهران رفتیم. در دفتری مملو از آثار هنری عاشورایی به‎همراه اثری نیمه‌کاره که در گوشه دفتر رخ‌نمایی می‎کرد  پس از استقبالی گرم با استاد به گفت‎وگو نشستیم. با اینکه چندسالی است که مشغول به نقاشی است اما هنوز سینما را هنری شامل‎تر می‎داند ولی برای عمل به یک تکلیف باز به‎سراغ نقاشی آمده است. به‎عنوان یک هنرمند ولایی از کم‌کاری‎ها گله می‎کند و می‎گوید خداوند دارد کم‌کاری ما را در اربعین جبران می‎کند. نگاه اعجازی به اربعین دارد که واقعا شنیدنی بود. ماحصل گفت‎وگوی ما با او را در یک بعداز ظهر  زیبای پاییزی در ادامه بخوانید.

به‎عنوان یک هنرمند، واقعه پیاده‌روی عظیم اربعین را که هر سال هم به جمعیت آن افزوده می‎شود و حضور مردم ایران و دیگر کشور‎ها هم در سه سال اخیر در آن به‎طور چشمگیری در این راهپیمایی گسترش یافته است را چگونه ارزیابی می‎کنید؟ 
این واقعه، واقعا شگفت‎انگیز است. آن هم با توجه به موقعیت و شرایط امنیتی عراق. و هرکس به فراخور ذهنی و آگاهی خودش از این رخداد برداشتی دارد. برای من بیشتر جنبه یک اعجاز دارد. اعجازی که فراتر از دخالت انسان‎ها می‎باشد. به‎نظر می‎رسد یک نیروی فوق بشری این برنامه را ساماندهی می‎کند. از وقتی متوجه این موضوع شدم سعی کردم هر سال به این سفر مشرف شوم، امسال هم ان‎شاءالله برای سومین بار خواهم رفت.
 در طول این سفر‎ها خیلی دقیق شدم و فضای حاکم برآن، برایم بسیار اعجاب آور بود. مخصوصا سال گذشته که با یک گروه از سیاه‌پوستان نیجریه مواجه شدم و با آن‎ها ارتباط برقرار کردم و دو سه جلسه با آن‎ها داشتم. آن‎ها از روند شیعه شدن و گرایش به اربعین برایم گفتند. و اینکه هر سال جمعیت کثیری از مردم آنجا (در نیجریه) جمع می‎شوند و راهپیمایی می‎کنند. خوب ما اصلا چنین اطلاعاتی نداشتیم و رسانه‎‎های ما هم چنین چیزی را اطلاع‎رسانی نکرده بودند. و بالتبع ما هم بی‎خبر بودیم. در این چند سال که به این سفر رفتم. به این حقیقت بیشتر اعتقاد پیدا کردم که جمع کردن این اجتماع کار برنامه‎ریزی انسانی نیست. گویا از آسمان‎‎ها و اراده‎ای برتر کنترل می‎شود. و از آنجا که خداوند هیچ حرکتی را بدون علت انجام نمی‎دهد و در چارچوب عقل و برنامه کار می‎کند، به‎عنوان یک هنرمند خیلی دقیق شدم تا این موضوع را فهم کنم که خداوند می‎خواهد از ماجرای اربعین، چه آینده‎ای را برای بشریت رقم بزند.
 به چند سال گذشته که نگاه می‎کنیم، می‎بینیم که حداقل از سال 2000 به بعد، تسلط و خشونت استکبار و شیطان‌صفتان، همه کشور‎ها را آلوده کرده و جهان را به تباهی و فساد کشیده‎اند و از سوی دیگر شاهد اتفاقاتی همچون پیروزی جبهه مقاومت در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه و اتفاقاتی از این دست بوده‎ایم که به‎صورت عجیب رخ می‎دهد و هیچ‌کس آن را محاسبه نکرده بود و انتظارش را نداشت. تصور می‎کنم خداوند با این واقعه عظیم اراده فرموده که راه آینده بشریت را باز کند. 
با نگاه دقیق به حوادث پیرامون، به این باور می‎رسیم که، در این زمان که حکومت ابلیس به اوج خود رسیده، خداوند اراده‎اش را بر تحقق وعده هایش قرار داده است. 
این ماجرا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 شروع شد و ما به‎طور مستمر در این چندین سال شاهد اعجاز و اتفاقات عجیب و غریب بوده‎ایم. اتفاقاتی که هرکدام می‎تواند تاریخ یک مملکت را عوض کند. وقتی این موضوعات را مشاهده می‎کنیم به خوبی متوجه می‎شویم که سلسله این رخدادها، سرسلسله‎ای دارد که این مجموعه را کنترل می‎کند. دستی آن را کنترل می‎کند و به‎تعبیری شاید بتوان گفت، به مرحله فرهنگ‎سازی جهان اسلام رسیده‎ایم. 
در اجتماع اربعین به‎نظرم خداوند دارد فرهنگ‎سازی می‎کند. و به نوعی جهان اسلام را یک‌پارچه می‎کند. به‎نظر می‎رسد وعده خدا در سوره اسراء یعنی همان نابودی اسرائیل، در حال شکل‎گیری است. از بیداری اسلامی تا شکل‎گیری گروه‎‎های مقاومت در منطقه و اینکه به‎صورت اعجاب‎آوری ملت‎‎ها به‎سمت گروه‎‎های مقاومت سوق پیدا می‎کنند و اینکه ما می‎بینیم از هشتاد کشور، مردم در اربعین در خطرناک‎ترین نقطه جهان جمع می‎شوند و در آن شاهد زیباترین رفتار‎های انسانی هستیم. می‎توان نتیجه گرفت که خداوند در میان آتش، گلستانی بر پا کرده است. هر کسی که به این راهپیمایی بیاید فضای بهشت را احساس می‎کند. سال گذشته و سال قبل از آن دو همایش به نام کنگره «لقاءالحسین (ع)» در کربلا و در صحن حرم مطهر حضرت سیدالشهداء (ع) برگزار شد که بنده آنجا حضور داشتم. نکته جالب این بود که همه اندیشمندانی که از کشور‎‎های مختلف حضور داشتند معترف بودند که حرکت اربعین اعجاز است و دست خدا را می‎توان در آن دید. سخنرانان کنگره فقط در حد بیان این اعجاز صحبت می‎کردند ولی تبیین دقیقی از آن نداشتند و نمی‎دانستند که برنامه چیست؟ و خدا چه ‎کار می‎کند؟ منظورم این است که ما به‎عنوان مسلمان موظف هستیم خود را با اراده الهی هماهنگ کنیم، پس باید تحلیل درستی از آینده این حرکت داشته باشیم. 
 در جایی از فرهنگ تدافعی انتقاد کرده بودید، فرهنگ‎سازی اربعین تدافعی است یا تهاجمی و مخاطب این فرهنگ‎سازی کیست؟ 
من به‎شدت معتقدم این فرهنگ‎سازی یک حرکت هجومی است. مخاطب این حرکت فرهنگی، همه انسان‎‎های جویای حق می‎باشند. بحث یک ملت، یک قوم یا قبیله خاصی نیست. پیشنهاد می‎کنم اهالی فرهنگ و آن‎هایی که اهل تئوری‎سازی هستند در این راهپیمایی شرکت کنند. 
در آنجا خداوند قوی‎ترین سلاحش را به میدان آورده است. این سلاح انسان‎ها را رشد می‎دهد و قوی می‎کند. در این محفل فرهنگی به‎صورت اعجاب آوری، محبت آرمانی به اهل بیت (ع) به نمایش گذاشته می‎شود. و حاضران به همین دلیل همدیگر را تکریم کرده و محبت می‎کنند. خداوند با نوری لطیف در بین مسلمین محبت آرمانی نسبت به اهل بیت (ع) را ایجاد کرده، به‎طوری که در اربعین از کلیت فضا و نوع رفتار راه پیمایان، به‎صورت اغراق آمیزی دیده می‎شود. اربعین یک فرهنگ کاملا تهاجمی است، در زمانی که دشمن تلاش می‎کند خشونت و فساد را در بین جوامع بشری ترویج کند، یاد‎آوری رفتار‎های فطری بهترین سلاح در مقابل ابلیسیان است. آن‎ها خشونت را از حد گذرانده‎اند و از کودکان در عملیات تروریستی استفاده می‎کنند. 
در نگاه اول، استفاده از کودکان به‎نظر یک بحث نظامی و عملیاتی می‎آید، اما تاثیر استفاده خشونت‎آمیز از کودکان بر روان جامعه جهانی موجب تخریب ساختار‎های فرهنگی و ایجاد نا امیدی می‎شود. اینجاست که استفاده از کودکان، از خود عملیات تروریستی آن‎ها خطرناک‎تر و وحشتناک‎تر است. و در واقع جامعه بشری مورد یک ترور فرهنگی قرار می‎گیرد. جامعه بشری با این روند به یک بیماری می‎رسد، و خشونت محور می‎شود. در نقطه اوج فعالیت‎های ابلیسی، خشونت و فساد از سلاح‎‎های قوی دشمن است تا جوامع را به‎جان هم بیندازد. حالا خداوند در مرکز جولان تروریست‎‎ها از محبت صحبت می‎کند و اینجاست که حالت تهاجمی اربعین اثبات می‎شود. جنس این محبت حسینی است، لائیکی نیست. این عشق آرمانی به اهل بیت (ع) از جنس حسینی است، که ضد ‎ظلم است. حضور این عشق یک فرهنگ تهاجمی را القاء می‎کند که به معنای یک حرکت نظامی نیست. بلکه روح‎ها را نورانی می‎کند. جدا از فعالیت‎‎های نظامی، دشمن سالهاست روی ایجاد فساد متمرکز شده است. گرچه یک تحلیل سطحی وجود دارد، که ایجاد این فساد برای سرگرم کردن مردم است. ولی در اصل هدف دشمن دور کردن انسان‎ها از خداوند است. یعنی می‎خواهند نور ایمان را که در فطرت هر انسانی وجود دارد خاموش کنند. که با این کار خیلی راحت می‎توانند انسان‎‎ها و جوامع را به‎جان هم بیندازند چون دیگر ایمانی وجود ندارد و همه چیز به آن استیصالی که دشمن می‎خواهد می‎رسد. 
برای همین وقتی شما سلاح محبت را برمی‎دارید، این کار ایجاد نورانیت و ایمان می‎کند. شما با انسان‎‎هایی مواجه هستید که پشت‌شان به قدرت اهل بیت (ع) گرم است و دشمن در کشیدن این افراد به فساد و غفلت ناکام می‎ماند یا حداقل خیلی باید انرژی بگذارد. این تهاجم اربعینی از جنس فرهنگی است. 

هنرمندان برای بازنشر فضای اربعین و انتقال این پیام چه کردند؟ 
باید سیاستمداران و متفکرین ما، از جنس نگاه اربعینی به اربعین نگاه کنند، جنس اربعین اعجاز است. از جنس اعجاز نگاه کنند، خوب جنس اعجاز چیست؟ منشأ اعجاز کجاست؟ قطعا در دنیا نیست، بیاییم از این منظر نگاه کنیم، از منظر اراده الهی نگاه کنیم، تحلیل داشته باشیم. 
در طول سال جلسات زیادی برای تدارکات اربعین سال بعد برگزار می‎شود، که البته خیلی کار ضروری و مهمی است، اما در کار فرهنگی خیلی موفق نبودیم. اگر در کار فرهنگی موفق بودیم شاید روال یک‌جور دیگر جلو می‎رفت، خداوند در زمانی شروع به این فرهنگ‎سازی کرده که ما به‎عنوان‎ ام‌القری جهان اسلام از فرهنگ اصیل فاصله گرفتیم و شاید اگر ما در بحث فرهنگ قدرتمند عمل می‎کردیم، صحنه‎ها طور دیگری ایجاد می‎شد. 
در سطح کشور، به دلایلی ما از فرهنگ‎سازی الهی و قرآنی تا حدی غافل شدیم. رهبر انقلاب، سعی در جبران این غفلت دارند. و مشاهده می‎‎کنیم در همه اموری که قاعدتا ایشان نباید وقت بگذارند، به ناچار برای جبران غفلت ما شخصا وارد میدان عمل شده‎اند و کار انجام می‎دهند، چرا؟ برای اینکه مسئولان، محققان و اندیشمندان ما غافل شده‎اند. پس ایشان خودشان پا پیش می‎گذارند. 
خداوند هم می‎بیند که ما به‎عنوان ‎ام‌القرای کشور‎های اسلامی کار فرهنگی دقیقی منطبق با قرآن انجام نمی‎دهیم. می‎فرماید من معطل شما نمی‎شوم، خودم امر ظهور را انجام می‎دهم. ببینید خداوند چقدر زیبا کار فرهنگی انجام می‎دهد. پس همان بهتر که خدا انجام بدهد. 

شما در صحبت‌هایتان به نقش هنرمندان اشاره‎ای نکردید. با توجه به گلایه و انتقاد شما، آیا هنرمندان برای این کار پا پیش گذاشته و کاری کرده‎اند؟ با توجه به اینکه لزوما بعضی از هنرمندان نیز اصلا گرایشی به مفاهیم دینی ندارند! 
هنرمندان مریخی که نیستند. چه دینی و غیر دینی. هنرمند را باید اهل علم تغذیه کند. شما وقتی برای کار فرهنگی امام حسین (ع) را در خون و شمشیر غوطه ور می‎کنید یک‌جور ثمره می‎گیرید، وقتی به ‎عنوان ولی خدا و امام شب قدر تصویر نشان می‌دهید جور دیگری نتیجه می‎گیرید. الان این وضع فرهنگی که در جامعه ماهست ساخته کیست؟ چه بد و چه خوب. قضاوت نمی‎کنیم. این هنرمندان بچه‎‎های انقلاب هستند. این‎ها را تفکر حاکم بر جامعه ساخته است. قطعا ما یک اشتباهی کردیم که بعضی از بچه‎‎های هنرمند ما به باطل گرایش پیدا کردند. ریشه خلق اثر هنری دینی معرفت است. معرفت نباشد احساس در طول زمان به انحراف می‎رود یا به دور خودش می‎گردد و مسیری را طی نمی‎کند. به‎نظرم اگر ما با آن‎ها که به نوعی الان سراغ مفاهیم باطل رفته‎اند معرفت درست و منطبق با آیات قرآن بدهیم، وضعیت خیلی بهتر می‎شد و همه این‎ها جزو نیرو‎های اسلام خواهند بود. 
یعنی شما می‎فرمائید استراتژی فرهنگی وجود ندارد؟ 
اصلا نیست. استراتژی که هیچ، مطلب هم نیست. شما در یکی از اعیاد رادیو و تلویزیون را رصد کنید. مثلا ولادت صاحب الزمان (عج)، امسال با سال پیش اصلا تفاوتی ندارد. دامنه بحث‎ها کجاست؟ تاریخ تولد، موقعیت دنیا آمدن، غیبت، رابط‎ها و... . هیچ‎کدام به درد من جوان نمی‎خورد. نه تنها به درد من نمی‎خورد، بلکه تصور من را از امام زمان (عج) که از آن تصور دارم خراب می‎کند. تصور منِ جوان را از امام زمان (عج) به‎عنوان یک ابرقدرت کوچک می‎کنند و برایش کیک تولد می‎پزند. چرا این کار می‎شود چون مطلب نداریم. هر وقت دین از محتوا تهی بشود، تزئینات مساجد زیاد می‎شود. در کل این کار‎های فرهنگی که در سطح جامعه انجام می‎دهیم، ممکن است شور و هیجان ایجاد کند، ولی شیعه‎ساز نیست. برای همین عرض می‎کنم که هنرمندان را اهل تفکر پرورش می‎دهند. 

به‎نظر شما این کار شانه خالی کردن هنرمندان و بهانه‎گیری نیست؟ 
هر کسی را در قبر خودش می‎گذارند. قطعا ما همه جوابگوی کمبود‎های کاری خودمان هستیم. این یک اصل است، ما در مورد فرهنگ و فرهنگ‎سازی صحبت می‎کنیم باید ریشه یابی کنیم. اینکه هنرمند مسئول است باید در جای خودش بحث شود. این کلام، کلام حضرت آقاست، آقا در جلسه‎ای که عده‎ای از اهل علم از هنرمندان گلایه کردند، فرمودند: شما چه به هنرمندان دادید که از آن‎ها طلبکارید؟ 
من شخصا به‎دلیل اینکه خدا دستم را گرفت و در فیلم‎‎هایی مثل مریم مقدس (س)، امام حسین (ع)، ملک سلیمان (ع) مشغول کار شدم و چند سالی درگیر مباحث آیات قرآن هستم، طبیعتا گیرایی من راجع به اربعین قوی‎تر از سایر دوستانم است. من به سهم خودم شروع به‎کار کردم. در دو سال گذشته، اربعین را تا حدی فهم کردم، و تحلیل نسبی از اربعین دارم. حدود 20 روز است یک مجموعه تابلو برای اربعین شروع کردم گرچه به امسال نمی‎رسد اما برای سال بعد حتما یک نمایشگاه برای اربعین خواهم گذاشت. ان‎شاءالله

سال گذشته هم شما مجموعه «آسمان حسین» را داشتید؟ 
بله، سال گذشته بود که یک مجموعه تابلو با منظر «ما رایت الا جمیلا» در موضوع عاشورا به نمایش گذاشتم که در کنگره «لقاءالحسین (ع)» هم به نمایش در آمد، همچنین در تهران، قم، جمکران هم به نمایش در‌آمد. چندین مستند از آن ساخته شد. من کار کردم، کار هم دارم می‎کنم. 
تفکری که مردم در راهپیمایی اربعین از خود بروز می‎دهند خیلی قوی‎تر و معارفی‎تر از متفکرین است. در مسیر راهپیمایی که با مردم صحبت می‎کنید، از هر کس می‎پرسی چه شد که آمدی؟ با این همه مشکلات؟ در جواب می‌گوید نور امام حسین (ع) من را می‎کشد. این کلام به ظاهر عوامانه عمیق‎ترین معرفت دینی را در خود دارد. توجه به نور امام حسین (ع) یادآور همان حدیث امیرالمومنین (ع) است که مردم را توصیه می‎کردند به معرفت به نورانیت. این نور را مردم فطرتا دارند حس می‎کنند. این معرفت اگر در کنار آیات قرآن قرار گیرد تبدیل به علم و معرفتی علمی می‎شود. مردم ما الحمدلله معطل متفکرین نیستند و خوب جلو می‎روند. من هم مثل این مردم راه افتادم و رفتم و از این فرهنگ بین مردم استفاده کردم و برای خودم یک‎سری مسائل تبیین کردم و یک مجموعه تابلو دارم کار می‎کنم به نام «آسمان اربعین». 

شما نمایشگاه‎‎های زیادی را برگزار کرده‎اید، استقبال مردم از مفاهیم دینی را در مقایسه با سایر آثار چطور می‎بینید؟ با توجه به اینکه در گوشه و کنار شنیده می‎شود که رغبت مردم به آثار دینی زیاد نیست! 
نگاهی که اخیرا در تابلوهایم دیده می‎شود، در واقع از دایره دین سنتی خارج است. بعضی رفتار‎های دینی برای ما شدند نوستالوژی مذهبی، بلاتشبیه مثل قمه‌زنی. چندین سال است همه علما می‎فرمایند قمه‌زنی حرام است و ما هم می‎دانیم حرام است، اما این کار حرام را می‎کنیم. قمه‌زنی یک‌جور نوستالوژی مذهبی شده است. به هر دلیل یک اتفاق در جامعه مسلمین افتاده و این جماعت آن موضوع را ول نمی‎کنند. می‌گویند ما قمه را می‎زنیم، نعوذبالله خدا می‎خواهد خوشش بیاید، می‎خواهد خوشش نیاید. در خیلی از مراتب دینی ما این نگاه را داریم. مثل نگاه به خود عاشورا. مخبرین عاشورا که اکثرا در سپاه امام نبودند، عمدتا خون و شمشیر و بدن‎های تکه‌تکه شده دیدند، خوب ما از این طرف هم یک کلام داریم که از حضرت زینب (س) است «ما رایت الا جمیلا»، حضرت زینب (س) که شعر نگفتند که خواسته باشند در وسط مجلس یزید بگویند ما ادیب هستیم، واقعه‎ای را که دیده‎اند توصیف کردند. شما آثار هنرمندان را پیرامون عاشورا نگاه کنید، یا خون دارد، یا آتش دارد، یا سربریده دارد یا نیزه دارد، هیچ‌کس از منظر زیبایی نگاه نمی‎کند. 

به‎خاطر این نوع نگاه جدید مورد انتقاد قرار نگرفتید؟ 
چرا، بعضی‎ها می‎پرسیدند، آقا چرا این صحنه‎ها جنگ و خون ندارد؟ آن‎ها با اینکه تحت تاثیر این آثار قرار می‎گرفتند ولی اون نگاه نوستالوژی، نیاز آن‎ها به صحنه‎‎های جنگی و خشونت‎آمیز دنیایی را طلب می‎کرد. کلام حضرت زینب (س) رمز فهم عاشوراست برای حرکت به‎سوی آخرالزمان، و در آستانه آخرالزمان نیاز به فهم خیلی از معارف رمز‌گونه اهل بیت وجود دارد. این زمان وقت تجهیز شیعه است، خداوند با اربعین کار را شروع کرده است. جدا از بحث پیروزی انقلاب اسلامی که نقطه شروع این داستان بود، در سیر حرکت تا اربعین، خداوند دارد فرهنگ‎سازی می‎کند برای آن اتفاق بزرگ، این فرهنگ با نگاه حضرت زینب (س) آمیخته است. آموزشی است، در حرکت. شما در اربعین به غیر از زیبایی نمی‎بینید، با آن همه خطرات به‎جز زیبایی نمی‎بینید. در وسط خطرناک‎ترین مکان‎ها هم می‎شود زیبا نگاه کرد. آثار آسمان حسین با این نگاه کار شده، البته کار سختی است. 
هنرمند تا نبیند نمی‎تواند خلق کند، شما تا تصویر نداشته باشید نمی‎توانید خلق کنید. مکانیزم دیدن چیست؟ رفتن، دیدن و بعد خلق اثر کردن. وقتی مفاهیم نازل و ابلیسی است، مکانی که هنرمند در آن قرار گرفته دنیا و پایین‎تر از دنیاست. به عمق رفتن خیلی ساده است، کافی است آدم خودش را ر‎ها کند. اما وقتی هنرمندی بخواهد کار الهی بکند، باید از دنیا فاصله بگیرد، باید به مکانی برود تا صفات الهی دیده شود، باید ارتفاع بگیرد، جنس وجودی‌اش باید هم‌جنس آسمان شود، آنجا که قرار بگیرد، می‎بیند. از اینجا تازه سختی کار هنرمند شروع می‎شود، مشکل این است که دیده هایش را باید تبدیل به فرم کند و بیاورد پایین، و این خیلی کار سختی است. 

با توجه به تجربه‎‎های شما در عرصه‎‎های مختلف هنر، گریم، طراح صحنه، نقاشی، فیلم و... کدام یک از این هنر‎ها را موثرتر در انتقال پیام و بادوام‎تر می‎دانید؟ 
خب سینما شامل‎تر است. اگر حرفی داشته باشید، بهترین ابزار بیانش سینماست. در اوایل انقلاب در حوزه هنری تکیه هنرمندان به نقاشی، شعر و داستان بود ولی با گذشت زمان و با به‎وجود آمدن مفاهیم ارزشی، نیاز به ابزاری قوی داشتیم، برای همین سینما در دستور کار بچه‎‎های هنرمند قرار گرفت. رفتیم سراغ سینما، اما در سینما هم نتوانستیم حق مطلب را نسبت به وقایع عظیم آن زمان ادا کنیم. در واقعه طبس که به فرموده امام (ره) شن‎ها ماموران خدا بودند، ما دست خدا را دیدیم و از کنارش راحت گذشتیم. شما به مدیریت کشور نگاه کنید، واقعا دست خدا را احساس می‎کنید. با وجود همه مشکلات، در کمال تعجب شاهد هستیم که انقلاب روز به روز درحال شکوفاتر شدن است. این شکوفایی توسط چه‎کسی اتفاق می‎افتد؟ باید بیندیشیم. منظور از ذکر این مطالب این است که باید منظرمان را عوض کنیم تا از کنار آیات الهی به راحتی گذر نکنیم و در آثار هنری خود حق مفاهیم را ادا کنیم. از سئوال شما دور شدم، ببخشید. 
 سینما ابزار قوی است اما برای آنکه مبانی را تقویت کنید، باید به نقاشی بیشتر بها دهیم. مخصوصا برای تولید آثار مذهبی که با مفاهیم سر و کار دارد. نقاشی در سینمای دینی فقط به بالا رفتن ارزش‎های زیبایی‎شناسی کمک نمی‎کند بلکه حکم کانسپت را در سینما پیدا می‎کند. در سینما بر اساس کانسپت، شروع به‎کار می‎کنند. اگر می‎بینیم پیشرفت غرب در سینما زیاد است، یکی از عللش وجود تصاویر قوی در طی سده‎‎های گذشته می‎باشد. برای همین من الان وقتم را بیشتر در نقاشی می‎گذارم و می‎خواهم یک‎سری مبانی تصویری برای مفاهیم مذهبی تولید کنم. 

در کار‎های هنری که برای اسلام،
اهل بیت(ع) و انقلاب یا به‎طور کلی برای مفاهیم دینی انجام می‎دادید کرامتی از اهل بیت دیدید؟ 
همه‎اش کرامت است. نقاش خودش را می‎شناسد، توانش را می‎داند. ولی وقتی به آثار و تاثیرگذاری آثار نگاه می‎کند، متوجه می‎شود که این کارها، کار او نیست. همان‎طور که گفتم نقاش باید برود، ببیند و بیاید تصویر کند، این مفاهیمی که در تابلو‎های آسمان حسین (ع) به تصویر کشیده شده چگونه دیده شده است. کسی شما را می‎برد که ببینی و بر می‎گرداند. این می‎شود اعجاز، اعجاز مگر چیست؟ 

برای پرورش نسل جوان و ادامه این مسیر کار خاصی انجام دادید؟ 
الان وظیفه من تولید است. نقاشان مسلمان، در بحث معرفتی تولید آثار یا ندارند یا خیلی کم دارند. ان‌شاالله وقتی تولید آثار مفهومی به یک حد مناسبی برسد برای تربیت جوان‎ها در این فضا اقدام خواهم کرد. می‎دانم این از وظیفه‎‎های سنگین است که آن دنیا باید جواب دهم