پنج شنبه  08 تير 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 29
غدیر خاستگاه تمدن‌سازی، عاشورا راهبرد تمدن‌سازی
اربعین؛ نقطه اتصال به تاریخ
نويسنده : حجت الاسلام علیرضا پیروزمند عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم


اربعین حلقه اتصال نقطه تاریخ غدیر، عاشورا و ظهور است. در این میان موضوع تمایزبخش چیست؟ غدیر نقطه عطف تعیین امامت بود، امامتی که باید در طول تاریخ خاستگاه تمدنی دنیای اسلام باشد. عاشورا مظهر انقلاب تمدنی است و ظهور نقطه اوج شکوفایی ولایت حق در قالب ایجاد مدنیت جدید است. نصب امیرالمومنین (ع) به این خاطر است که محوری تعیین شود تا با تکیه بر آن تمدن‎سازی صورت گیرد. 
تمدن مگر غیر از این است که می‎خواهد نظام برای اسلام و مسلمین ایجاد کند و امام هم محور وحدت بخش است هم محور تمایزبخش؛ چون علی مع الحق والحق مع علی. 
عاشورا انقلابی برای رسوا کردن ظالم است و آنچه سیدالشهدا را به این‎گونه قیام واداشت دفاع از حق بود.
دوست داشتن حق و باطل در کلام امام نیست بلکه در انجام عمل است. امام حسین (ع) می‎فرمایند: سبک زندگی شما عوض شده و این نفوذ فرهنگی جبهه نفاق در قالب تمدنی باعث شد سیدالشهدا قیام کند.
ظهور یعنی تحقق تمدن اسلامی در ظرف امکانپذیر دنیا و مولفه قلوبی که حضرت می‎فرمایند اگر باشد ظهور تحقق می‎یابد آنجا انجام می‎شود.
غدیر خاستگاه تمدن‎سازی است و عاشورا راهبرد تمدن‎سازی و مظهر حرکت و جوشش جمعی و تسلیم‌ناپذیری است و ظهور هدف تمدن‎سازی است.
کنگره اربعین یعنی تحقق عملی سخن امام حسن عسکری (علیه‎السلام) است که فرمودند از علامات مومن است چون بر محور تولی و تبری اربعین اتفاق می‎افتد نشانه‎ای از بودن پای آن در غدیر است. عاشورا هم هست چون قیام در آن جایگاه دارد.
اربعین بهترین حرکت جمعی برای لقاء امام است و به این خاطر پایی در ظهور دارد پیوند غدیر، عاشورا و ظهور ظرفیت کنگره اربعین است.
میلیون‎ها مسلمان حج به‎جا می‎آورند اما چون محور ولایت وجود ندارد تمدن یاری رخ نمی‎دهد. امام می‎فرمایند اتمام حج، لقاء امام است و ظرفیت تمدن‎سازی حج از آن گرفته شده چون در آن برائت از دشمنان خدا نیست.
اربعین لقاء امام بر پایه توحید است. فرهنگ و تمدن دو روی یک سکه‎اند که از هم جدا شدنی نیز نیستند و قانونگرایی و با محبت بودن مردم نشانه تمدن است.
تبیین ظرفیت تمدن‎سازی نوین اسلامی توسط کنگره اربعین این‎گونه قابل دستیابی است که ویژگی‎‎های اربعین شناسایی شود. 
برپایی اربعین در 10 روز نشانه تمدن اربعین است و ویژگی‎‎های فرهنگی در اربعین محبت، تواضع، ادب، اخلاص، تقوا و وجود دار است. احیای اربعین احیای شعار است. در اربعین ذکر وجود دارد، کسی که حرکت می‎کند خودش را در بیت امام می‎بیند و بیت امام بیت ذکر است.
در اربعین توسل و شجاعت وجود دارد و این ویژگی‎‎های فرهنگی در اربعین چه‎چیزی را رقم زده است؟ همه کار فرهنگی انجام می‎دهند نه کار سازمان فرهنگی. 
از بعد اقتصادی نیز در اربعین سخاوت میزبان وجود دارد اگر زائر مشهد مقدس بخشی از لذتش در گرو رفاه است در اربعین لذت حضور در خانه یک شخص روستایی لذتبخش است و اقتصاد مقاومتی در این ماجرا پیداست.
از بعد سیاسی اوج مشارکت و اعتماد وجود دارد به‎گونه‎ای که میزبان افراد را نمی‎شناسد و آن‎ها را در اندرونی خانه خود جا می‎دهد. این ساختار یک الگوی محور قدرت را بر محور تولی و تبری ایجاد کرده است. اگر اربعین یک مدنیت و خیزش جمعی برای زیارت سیدالشهدا ایجاد کرده است چرا زیارت امام عصر و زیارت نقطه اوج تاریخ بشریت یعنی ظهور چنین ظرفیت را نداشته باشد.
چرا این احساس حضور و دلدادگی را در محضر امام عصر نداریم؟ امام حاضر است و ما غایب هستیم اگر ما هم حاضر شویم مقیاسی که در اربعین هویداست در ظهور با گسترش بیشتر قابل لمس است. اربعین حلقه اتصال به نقطه تاریخ است