دوشنبه  07 فروردين 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 26
اربعین، جغرافیا نمی‌شناسد
بهار زیارت حسین (ع)


«اربعین» از اصطلاحات رایجی است که در متون اسلامی کاربرد زیادی دارد، مثلا در برخی از روایات به‎عنوان نماد کمال و حدی برای تصفیه باطن قلمداد شده است. واژه «اربعین» در متون دینی و مجموعه‌های حدیثی از ارزش والایی برخوردار است. 
آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعای عهد در چهل صبح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مومن، شهادت چهل مومن برای میت، برگزاری عبادت در چهل شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و بعثت غالب انبیا در چهل سا    لگی، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص می‎کند. 
اما پیاده‌روی اربعین یکی از بزرگ‎ترین اجتماعات شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام) است که در سال‎های اخیر با شوری بیشتر تبدیل به تجمع عظیمی از مسلمانان از همه مذاهب گوناگون اسلامی و حتی غیر مسلمانان از دیگر ادیان شده و همین موضوع ظرفیتی عظیم، بی‎نظیر و بی‎مانند به این واقعه و رخداد دینی داده است؛ ظرفیتی که همانند آن را در هیچ زمان و مکان دیگری نمی‎توان مشاهده کرد. 
سنت اربعین و زیارت ابا عبدالله الحسین (علیه‎السلام) از همان اربعین اول شروع شد و آن چیزی که از تاریخ مسلم و قطعی است، زیارت جابربن عبدالله انصاری است همراه با عطیه کوفی که عطیه خودش صاحب تفسیر است و از شاگردان تفسیری ابن عباس است و شیعه بوده؛ و جابربن عبدالله انصاری براساس حدیثی که از پیامبر (صل‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) شنیده بود خودش را از مدینه به کربلا رساند تا در اربعین اول در زیارت امام حسین(علیه‎السلام) در کربلا حاضر شود؛ البته بعد از آن هم ائمه (علیه‎السلام) بسیار بر آن تشویق و تاکید کرده بودند و حتی اهمیت این موضوع به حدی است که امام حسن عسکری (علیه‎السلام) زیارت اربعین را جزو پنج علامت شیعه دانسته است، لذا آن چیزی که امروزه می‎بینیم به‎صورت یک نماد و شعار برای فرهنگ اهل بیت(علیه‎السلام) درآمده است. 
این حرکت عظیمی که در عراق در روز اربعین اتفاق می‎افتد و شیعیان در طول مسیر ده‎ها کیلومتری راه پیمایی از بصره و جا‎های دیگر تا کربلا می‎آیند؛ این تجمع نمودی از فرهنگ شیعه است که امروز خود را نشان می‎دهد و آن ریشه در همان حدیثی دارد که امام حسن عسکری (علیه‎السلام) دارند که این زیارت را جزو یکی از شعار‎های پنج گانه شیعیان دانسته‎اند. 
به هر صورت باید گفت که اربعین سنت حسنه‎ای است که پس از حضور جابر بن عبدالله انصاری، صحابه گرانقدر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در کربلا در اولین اربعینِ پس از شهادت امام حسین (علیه‎السلام) و زیارت قبر مطهر ایشان در بین شیعیان به یادگار مانده است و پیاده روی در این ایام، احیای یکی از آیین‌هایی است که در آموزه‌های اهل بیت (علیهم السلام) وجود داشته و در سال‎های اخیر با شور و عشق بیشتری برگرفته از محبت به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به‎ویژه حضرت امام حسین (علیه‎السلام) در حال اجراست. 

پرتوی از بهشت
آنچه که در روز‎های اجرای برنامه و اجتماع عظیم پیاده‌روی اربعین در مسیر‎های منتهی به کربلا در عراق رخ می‎دهد، تنها پرتوی کوچک اما بهشتی و نورانی از زیبایی‌های برگرفته از آموزه‌های اصیل و ناب دینی است که سبب می‎شود تا میلیون‎ها انسان آزاده و عاشق، دل از خانه و کاشانه خود برکنده و با به‎جان خریدن رنج سفر، پیاده، پای در مسیری نورانی نهند که قدم به قدمش معطر به رایحه‎ای بهشتی، نشأت گرفته از عشق حسینی است؛ لذا باید گفت که راهپیمایی بزرگ اربعین حسینی با حضور چشمگیر مردم از سراسر جهان، نمودی بارز از اثر جاذبه عشق امام حسین (علیه‎السلام) میان مردم است. 
در قرآن نمونه‌هایی از این عشق وعلاقه و میزان جذابیت آن مذکور است، مثلا گریه حضرت یعقوب (ع‎) در فراق فرزندش حضرت یوسف (‎ع) و رسیدن برادران یوسف به آن حضرت، نمودی از آن است؛ در آیات قرآن نشانه‌های الهی هست که با گشودن درب صندوقچه و دادن پیراهن دوران کودکی یوسف (ع‎) به برادران در مصر، حضرت یعقوب (ع‎) رایحه خوش فرزند را در کنعان با وجود هزاران فرسنگ فاصله استشمام می‎کند که این همان جذبه و اوج عشق است. 
به هر صورت گردهمایی و راهپیمایی اربعین آیینی دینی است که تمام این ظرفیت‎ها را به‎طور همزمان در خود جای داده است؛ پدیده‎ای اجتماعی، میان فرهنگی، فراقومیتی، فرا ملیتی و حتی فرامذهبی و فرادینی که دارای ظرفیت‌های معرفتی، اخلاقی و معنایی است و در ابعاد سیاسی فرهنگی و اقتصادی آثار و نتایج مهمی در مقیاس کلان تمدنی را به‎دنبال دارد؛ اربعین از این منظر یکی از پدیده‌های قابل رقابت ما با بر ساخته‌های اجتماعی تمدن غرب است و چون هنوز خالص است و در آن برساخته‌های ناب معرفتی و اخلاقی و کنش‌های رفتاری پر از معانی قدسی و رنگ و بوی الهی با محوریت اباعبدالله وجود دارد؛ مگر نه این است که نقطه آغاز رقابت و حوزه رقابت ما با مدرنیته همین حوزه‌های عینی و لایه ظاهری جامعه انسانی است؟ بر همین اساس باید گفت که پیاده روی اربعین و زیارت سیدالشهدا از این رهگذر حرکتی آگاهانه، جمعی، عقلانی و فطری است که بر محور تمایلات اصلی انسان خدا باور شکل گرفته است. 

از اشتیاق تا احساس تکلیف
نکته‎ای که نباید از آن غفلت کرد این است که ما باید نسبت به زیارت کربلا، احساس وظیفه کنیم. 
درست است که این حرکت با «اشتیاق» شروع شده است، ولی باید با «احساس تکلیف» ادامه پیدا کند و این احساس تکلیف هم مغایرتی با شوق ندارد، بلکه باز هم این شوق و محبت به اهل‎بیت (علیه‎السلام) بیشتر خواهد شد لذا کسی نباید فکر کند وقتی از «تکلیف» سخن می‎گوییم، این تکلیف با عاشقی و محبتی که به اهل‎بیت (علیه‎السلام) داریم، مغایرت دارد چراکه یقینا کسی که از سرِ تکلیف به این زیارت برود و بگوید: «یا اباعبدالله! این وظیفه من بوده که به اینجا بیایم»، چنین کسی، نور بیشتری کسب خواهد کرد. 

چرا  اربعین اولویت دارد؟
به دو دلیل، اربعین اولویت دارد. یکی به‎دلیل روایت شریف امام حسن عسکری (علیه‎السلام) که زیارت اربعین را یکی از پنج علامت مومن بیان فرموده‎اند. (عَلَامَاتُ‎ الْمُومِنِ خَمْسٌ... وَ زِیَارَه الْأَرْبَعِینَ‎؛ تهذیب الاحکام/6/52) و دیگری به‎دلیل «تجمع مومنین». 
اگر سفارش امام حسن عسکری (علیه‎السلام) برای اربعین نبود، مسلما به‎دلیل دیگری احساس وظیفه می‎کردیم و آن هم تجمع مومنین است. 
آدم احساس وظیفه می‎کند که «من هم بروم یک نقطه‎ای از این سیاهی‎لشکر امام حسین (علیه‎السلام) و امام زمان (علیه‎السلام) بشوم»، بالاخره عقل ما هم این را حکم می‎کند. 
وقتی مومنین برای یک امر مهمی همت کردند، تقویت آن تجمع یک وظیفه است؛ یعنی می‎گویم: «یا اباعبدالله! به این جمعیت می‎پیوندم تا من هم یک قدمی برداشته باشم، حالا که همه آمده‎اند، چرا من نباشم؟!» لذا یک‎دفعه‎ای این احساس وظیفه، فراگیر می‎شود. 
بر همین اساس من از افرادی که دست‌اندرکار مسائل اربعین هستند، می‎خواهم که در شعارها، در نوحه‌ها یا در انواع کلیپ‌ها و تبلیغاتی که در این زمینه انجام می‎شود، موضوع «احساس وظیفه برای زیارت امام حسین (علیه‎السلام)» را جا بیندازند چراکه این نکته، «احساس وظیفه کردن برای اربعین»، به دلایل مختلف یک نکته کلیدی است که باید به آن پرداخت. 
موضع ما در برابر ظلم
ما از یک باب دیگری هم نیاز داریم که احساس وظیفه کنیم و به این سفر عالی اقدام کنیم؛ شما امروز می‎بینید که دشمنان اسلام یک جمعیت تروریست را به ‎صورت فرامرزی درست کرده‎اند که بیایند و مسلمان‎کُشی کنند؛ آن‎ هم به اسم اسلام. کسانی که امروزه سر می‎بُرند و جنایت می‎کنند؛ حالا ما چگونه می‎توانیم پاسخ جنایت‌های آن‎ها را به جهانیان بدهیم؟ قطعا پیاده‎روی اربعین می‎تواند در جهت این موضع به ما کمک شایانی کند.  پیاده‌روی عظیم اربعین به یک مانور قدرت و اقتدار پیروان اهل بیت (علیه‎السلام) در جهان تبدیل شده که این حرکت بزرگ و ارزشمند از برکات قیام امام حسین (علیه‎السلام) بوده آن هم در زمانی که دشمنان این قیام اثرگذار را به بدترین شکل در جهان جلوه داده بودند اما امروز می‎بینیم که به برکت خون امام حسین (علیه‎السلام) و تلاش و کوشش پیرغلامان، نهضت حسینی و قیام سرخ 
اباعبدالله الحسین (علیه‎السلام)، آن‎گونه که شایسته بود در جهان تبیین و تشریح شده است. 
از سویی دیگر علی‎رغم تهدیدات و رعب و وحشت ایجاد شده در کشور عراق از سوی گروهک‌های تکفیری و داعش، زائران بدون هیچ گونه ترس و واهمه‎ای در این حرکت عظیم حضور می‎یابند و این عامل مهمی برای اثبات اقتدار و سربلندی ملت شریف ایران اسلامی است. 
اربعین این اقتدار را به شیعیان بخشید که به‎دلیل عشق و ارادت خاصی که با حسین بن علی (علیه‎السلام) داشتند نسبت به وحشت روانی دشمن بی‎اعتنا باشند و با شکوه خاصی مراسم اربعین را در کربلا برپا کنند. 
به هر صورت نکته‎ای که باید به آن توجه کرد این است که ما در این راهپیمایی جز بندگی خدا و عظمت او نمی‎بینیم، جز قدرت نرم توده‎ها که با اتکاء به خدا به سِیلی عظیم مبدل شده نمی‎بینیم و چه اعجاز و انفجار نور و پایان خوشی دارد نگاه فرایندی و غیر لحظه‎ای به عالَم؛ نگاهی که تنها با توکل و اعتماد به خدا و وجود جوهر و غایت برای عالم، معنادار و موجه می‎شود و این پیام فطرت بشر و پیام خدا به عالم است و در واقع نوید و جلوه‎ای از بازگشت انسان به خود واقعی و خویشتن خویش است. 
اربعین متعلق به بشریت است
درست است که این اتفاق در جهان اسلام و جهان تشیع رخ داده است اما زیبنده نیست پیام و رسالت امام حسین (علیه‎السلام) را محدود به تشیع و جهان اسلام کرد؛ چراکه این حضرت متعلق به همه بشریت است؛ انسانی که به‎دنبال نجات از شبکه‌های زر و زور و تزویر است باید به این ریسمان چنگ بزند؛ ‎امام حسین (علیه‎السلام) برای نجات بشریت یک رنج متعالی داشت و مصائب امام حسین (علیه‎السلام) در ادامه مصائب بزرگان ادیان توحیدی هم‎چون حضرت مسیح (علیه‎السلام) بسیار بزرگ‎تر است. لذا زیارت اربعین را نشاید گفت که پیاده‌روی اربعین بلکه دانشگاه بزرگی است که هر کس توفیق یابد درس‎های فراوانی بیاموزد و قطعا همان‎طوری که برای هرکاری بهاری است؛ بهار زیارت آقا اباعبدالله الحسین (علیه‎السلام) روز اربعین است. 

اربعین مرز  نمی‌شناسد
از سویی دیگر باید گفت که اربعین مرز نمی‎شناسد و مشاهده می‎کنیم از کشور‎های مختلف مردم در این اجتماع پُرشکوه حاضر می‎شوند، لذا پدیده اربعین مرز‎های جغرافیایی را از بین می‎برد و اگر نامردان روزگار یعنی صهیونیست جهانی و ایادی آن و بازوی کثیف آن‎ها یعنی وهابیت مانع نبودند، تمامی مرز‎ها باز بود و خیل جمعیت نه تنها از سوی ایران بلکه از سمت ترکیه، اردن، سوریه و... جاری می‎شدند و مجبور نبودند تنها از طریق ایران وارد کربلا شوند؛ بنابراین، اینکه مرز‎ها برداشته می‎شود و انسان‎ها همه خود را یکی می‎بینند، نشان دهند این راز و سر است که اربعین میان افراد محبت و مودت ایجاد می‎کند و آن‎ها را با هم رفیق و با هر زبانی که هستند، با یکدیگر همدل می‎کند. 
یکی دیگر از اسرار پیاده‌روی اربعین، آن است که انسان‎ها را از رفاه طلبی و رفاه‌زدگی دور می‎کند و بر خلاف دیگر سفر‎ها که انسان‎ها در پی استراحتگاه و هتل و مکان‌های توریستی هستند، در این سفر افراد رفاه حقیقی را در این می‎بینند که برای دیگران آسایش را فراهم کرده و از رفاه ظاهری فاصله بگیرند و با تمام شرایط سخت با جان و دل کنار آیند. 
به هر صورت همایش عظیم پیاده‌روی اربعین حسینی، همچون اصل رویداد دارای ابعاد گوناگون عظیمی است که نیازمند بررسی همه‎جانبه است. 
آنچه در انتها می‎توان گفت این است که رخداد واقعه عاشورا در سال 61 هجری به‎سان موجی است که از نقطه‎ای آغاز شد و با گذشت زمان هر بیشتر و پر قدرت به پیش می‎رود و در سطح جهان گسترش می‎یابد و راهپیمایی اربعین حسینی تنها نشان‎دهنده گوشه‎ای از این موج خروشان است که به‎تدریج آینده جهان و بشریت را رقم خواهد زد، همان‌گونه که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) می‎فرمایند: «اولین جوشش‌های چشمه جوشان محبت حسینی - که شط همیشه جاری زیارت را در طول این قرن‌ها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد. مغناطیس پُرجاذبه حسینی، اولین دل‌ها را در اربعین به‎سوی خود جذب کرد؛ رفتن جابربن‎عبداللَه و عطیه به زیارت امام حسین (علیه‎السلام) در روز اربعین، سرآغاز حرکت پُربرکتی بود که در طول قرن‌ها تا امروز، پیوسته و پی‎درپی این حرکت پُرشکوه‎تر، پُرجاذبه‎تر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روزبه‎روز در دنیا زنده‎تر کرده است»