جمعه  27 مرداد 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 25
همایش بزرگی از انسان و اخلاق
بهشت اربعین
نويسنده : حجت‎الاسلام حبیب الله بابایی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی


‎راهپیمایی ایام اربعین در عراق، در حال تبدیل شدن به یک پدیده کلان فرهنگی و تمدنی در مقیاس جهان اسلام و بلکه دنیای امروز است. این راهپیمایی، نه یک راهپیمایی به‎سمت کربلا، بلکه یک همایش بزرگ انسانی اخلاقی و فرهنگی است که حقایق بکر و پنهان آن بسیار فراتر از جلوه‎‎های ظاهری آن است. صحنه‎‎های ویژه اخلاقی و انسانی در دهه اربعین، در راه‎‎های منتهی به کربلا در عراق، بسیار شگفتی‎آور است. 
اینکه هر کسی ملک شخصی‎اش را در معرض استفاده عموم زوار قرار می‎دهد، اینکه فقرا در انفاق اموال اندک خود از متمولان و ثروتمندان پیشی می‎گیرند، اینکه بسیاری از مردم کسب‎وکار خود را در این دهه تعطیل می‎کنند و ادارات و مدارس نیز به کارمندان و دانش‎آموزان برای مشارکت در مراسم اربعین مرخصی می‎دهند، اینکه در این ایام اختلافات خانوادگی با شکل‎گیری موکب‎‎های خانوادگی یا پیاده‎روی‎‎های خانوادگی به‎سمت کربلا حل و فصل می‎شود، اینکه مدیریت کاروان بزرگ حسینی در اربعین، مدیریتی مردم‎بنیاد، مستقل و البته کارآمد است، اینکه در این ایام همه فقرا در پرتو مساوات اسلامی از این سفره بزرگ بهره‎مند می‎شوند، اینکه خدمت به زائر چنان ارج می‎یابد که خادمان در خدمت به زائر و دعوت از او رقابت کرده و از همدیگر سبقت می‎گیرند، اینکه حرمت زائرالحسین آنچنان اوج می‎گیرد که عده‎ای برای تبرک، خاک پای زوار را جمع می‎کنند، همه این‎ها جلوه‎‎های رفتاری و البته طلایی خادمین و زائرین حسینی است که هرگز نمی‎توان چیستی و ماهیت آن را با ذهنیت مدرن درک کرد. 
آنچه در این بین بسیار مهم و البته متفاوت بوده و سرزمین عراق را در این ایام به قطعه‎ای از بهشت تبدیل می‎کند، روابط پیشرفته انسانی است که در کشوری به ظاهر توسعه‎نیافته یا عقب‎مانده شکل می‎گیرد. در حقیقت، بهشتی بودن ایام اربعین در سرزمین عراق، نه در رفاه و آسایش زائرین، بلکه در شکل‎گیری مناسبات پیشرفته انسانی، اخلاقی، و معنوی در این ایام است. 
روابط انسانی در ایام اربعین، براساس ملاکات دنیوی، و سنجه‎‎های ملیتی، سیاسی، طبقاتی یا قبیله‎ای شکل نمی‎گیرد، بلکه بر محور یک امر متعالی، معنوی، و محبوب، به‎صورت نظام خادم زائر انجام می‎یابد. دراین نظام ارتباطی، هر کسی یا زائرالحسین است یا خادم‎الحسین و خادم زائرالحسین. غیر از این دو، هویت و شناسنامه دیگری در این همایش بزرگ شناخته نمی‎شود. 
همه امت اسلامی و بلکه امت انسانی ایمانی، نظام ارتباطی خود را بر محور حسین‎ بن‎ علی علیهم‌ا‎السلام بازتعریف می‎کنند. صورت‎بندی چنین امتی بر پایه معشوق و محبوب واحدی انجام می‎یابد که در آن معرفت، مصیبت، و حماسه امام حسین (علیه‎السلام) بر همه من‎‎ها و منیت‎‎ها غالب شده و همه را به یک ما تبدیل می‎کند (وحدت اجتماعی بر پایه معشوق مشترک). علاوه بر معشوق مشترک، عشق مشترک انسانی، موجب رقت و لطافت نفسانی و روحی افراد شده و آن‎ها را نسبت به هم مهربان‎تر و بلکه عاشق‎تر می‎کند (وحدت اجتماعی براساس عشق مشترک). 
همه من‎‎ها و منیت‎‎های سِفلی در پرتو نور حسینی به یک ما و بلکه به یک منِ کُلی و عِلوی تبدیل می‎شوند که در آن به‎رغم وجود کثرات و تعدد و تنوع، تنازعی در کار نیست و بلکه هر مقدار بر این تعدد و تنوع افزوده می‎شود، همزیستی و همکاری و همدلی در آن نیز بیشتر می‎شود. 
وجود عشق معنوی و انسانی نسبت به یک کمال لایتناهی که همه از عشق‎شان حظی، حُبی می‎برند، باعث می‎شود که عشاق به‎جای نزاع بر سر معشوق، به یکدیگر عشق بورزند، و با عشق‎ورزی جمعی به معشوق مشترک، عشق معنوی یکدیگر را شعله‎ورتر کنند، و در نهایت، شبکه ارتباطی و اجتماعی مملو از عشق و محبت بسازند که در آن عشق هم هدف است و هم راه؛ هم در فرد است و هم در جامعه. این نظام ارتباطی عشق‎محور، مناسبات انسانی بسیار مترقی‎ای را به‎وجود آورده و وحدت و انسجام تازه‎ای خلق می‎کند که کمتر می‎توان نمونه‎ای برای آن در تاریخ بشریت و حتی جوامع مدرن امروز پیدا کرد. 
امروز در ادبیات سیاسی، چنین جامعه آرمانی یک رویا و آرمان‎شهر (utopia) تلقی می‎شود و امکان وقوع چنین روابط آرمانی و انسانی، آن‎ هم در دنیای بی‎روح کنونی، محال تصور می‎شود، و این معجزه‎ای است که حسین بن علی (ع) در جهان تهی از عشق و معنویت رقم می‎زند و افق‎‎های جدیدی را فراروی انسان معاصر باز می‎کند. ایجاد چنین مناسبات و روابط انسانی در وضعیت مجازی و گسیخته مدرن و پسامدرن امروز، امری است بسیار خارق‎العاده که در عمیق‎ترین لایه‎‎های انسانی، پیوستگی و همبستگی حُبی می‎آفریند. 
این پدیده در مقابل نظریه رنه ژیرارد (René Girard) خودنمایی می‎کند؛ آنجا که وی انسجام اجتماعی را در پرتو کشتن عیسی مسیح به‎عنوان دشمن مشترک ترسیم می‎کند، درحالی‎که در تئوری شیعه و در تبلور انسجام عمیق اجتماعی در اربعین، وحدت و همبستگی، نه با دشمن مشترک بلکه با عشق مشترک به یک محبوب مشترک حاصل می‎شود. 
نکته مهم اینکه، هرگز عشق شورانگیز در این‎جامعه بزرگ انسانی، موجب غفلت از عقلانیت و خودآگاهی در این حرکت نمی‎شود. عشاق‎الحسین در اوج عشق و احساس‎شان، به آنچه می‎کنند آگاهی دارند و کاملا فلسفه «حب‎الحسین» و کارکرد اجتماع حسینی را می‎فهمند و آن را در قالب شعار‎های مختلف و متنوع مانند «حب الحسین یجمعنا»، «یوحدنا حب الحسین»، یا «عشیره الحسین فوق العشیره» برجسته کرده و آن را نصب‎العین خود می‎سازند. 
با چنین تصویری از بهشت اربعین و نظام حُبی در روابط انسانی آن، رفتار‎های زوار با یکدیگر و تعامل خدام با زائرین سیدالشهداء مفهوم‎تر شده و زیبایی و جذابیت آن کمی آشکار می‎شود و آبشخور این همه ادب و تکریم یکدیگر در میان زوار و خدام، این همه مهمان‎نوازی و التماس برای اجابت دعوت و خدمت، و این همه تواضع و فروتنی در میان زائرین نسبت به یکدیگر معلوم می‎شود. 
شایان ذکر است هرچند مسائل امنیتی و امور رفاهی و ابعاد سیاسی مراسم اربعین بسیار اهمیت دارد، لیکن این ابعاد ضروری نباید باعث غفلت از جنبه‎‎های فرهنگی و لایه‎‎های درونی و فکری اربعین باشد. به جد می‎توان گفت که با تکیه بر اربعین می‎توان نوعی از رنسانس فرهنگی و اجتماعی را در دنیای اسلام به‎وجود آورد. برای چنین رخدادی لازم است اندیشمندان، محققان و اساتید در دانشگاه و حوزه در مورد این پدیده تفکر و اندیشه کنند و راه‎‎ها و روش‎‎های تحلیل و تفکر در آن را هموار کنند