سه شنبه  25 مهر 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 22
برای اربعین یک نقطه اوج قرار دهیم
ارائه مدل برای شناخت ظرفیت های اربعین
نويسنده : حجت‎الاسلام محمد تقی سبحانی

نکته نخست آن است که عاشورا و اربعین یک حادثه عادی و معمولی و ساخته انسان‎ها، حتی اگر آن انسان‎‎ها امامان معصوم باشند، نیست. عاشورا و به پیروی از آن اربعین، ساخته و پرداخته نقشه خداوند متعال است. 
انبیا، اولیاء، وجود مقدس نبی مکرم اسلام، امیر مومنان و صدیقه طاهره «ع»، به نص روایات اهل سنت که در این باب هیچ‎گونه تعصبی ندارند، از عاشورا یاد کرده‎اند و خود سید‌الشهداء در آغاز این حرکت در پاسخ به نصیحت‎‎ها و مصلحت‎اندیشی‎‎های بعضی از بزرگان مدینه و بزرگانی از اهل بیت فرمودند: «قَالَ أَتانِی رَسُولُ اللهِ بَعْدَ مَا فَارَقْتُک فَقَالَ یا حُسَینُ اخْرُجْ فَإِن اللهَ قَدْ شَاءَ آن یرَاک قَتِیلا». این مشیت، مشیت تاریخی و راهبردی حق تعالی برای هدایت بشر است. 
این تعبیر که گاهی گفته می‎شود که شیعه اربعین یا عاشورا را بزرگ می‎دارد یا سبب عزت و آبروی اربعین می‎شود، به گمانم درست نیست. شیعه اربعین را ایجاد نکرد، بلکه اربعین شیعه را ایجاد کرد. حادثه‎ای که ما امروز در اربعین شاهد آن هستیم، مربوط به یک سال و ده سال و صد سال نیست، بلکه یک حادثه بزرگ تاریخی است که در طول تاریخ ادامه یافته است و با همه افت و خیز‎ها همیشه به‎عنوان طلیعه حرکت دینی و فرهنگی تلقی شده و می‎شود. 

لزوم بزرگداشت اربعین
 اگر اربعین، مانند عاشورا، یک مشیت الهی و یک راهبرد بزرگ تاریخی از سوی خداوند متعال برای هدایت این حرکت ایمانی و معنوی است، پس باید اربعین را همان‌گونه که خواسته‎اند و همان‎گونه که هست و بوده است، بزرگ داشت. وظیفه ما بازشناسی درست اربعین، همراهی و همگامی با آن و هم‎افزایی با این ظرفیت بزرگ الهی و تاریخی است. 

شناخت ماهیت اربعین 
اربعین مورد تاکید خود اهل بیت «ع» بوده و بی‎گمان فرمایشی الهی است؛ بنابراین، صرفا یک بزرگداشت عادی و عرفی نیست. پس اولین نقطه آن است که بدانیم اربعین چیست و از کجا آمده است و ابعادش کدام است تا به‎دنبال آن بتوانیم با این فرهنگ همراه شویم و خدمت کنیم. 
به گمانم می‎توان به چهار کارکرد و نقش برای اربعین اشاره کرد. نقش نخست، نقش «یادمانی اربعین» است. اربعین اولین نقطه بعد از عاشوراست که به انسان عاشورایی فرصت می‎دهد تا حادثه عاشورا را بازخوانی کند. حادثه عاشورا آنقدر بزرگ است که به نقش‎آفرینان آن و هر کسی که بخواهد عاشورایی باشد، فرصت بازخوانی ابعادش را نمی‎دهد. به همین دلیل است که اشاره اصلی ائمه «ع» در دستورات‎شان نسبت به عاشورا آن است که در عاشورا عاشورایی باشید؛ عاشورا سلوک کردنی است. تمام دستوراتی که ائمه «ع» درباره حادثه عاشورا و روز عاشورا و فضای عاشورایی دارند، این است که خودتان را یک عاشورایی بدانید. 
یعنی از ما حس عاشورایی را در عاشورا خواسته‎اند و از هر چیزی که حس عاشورایی را از انسان دور می‎کند و انسان را از سلوک وجودی عاشورایی جدا می‎کند، باید پرهیز کرد. عاشورا میدان همراهی با این صحنه است. عاشورا به انسان عاشورایی فرصت نمی‎دهد که بنشیند و مطالعه کند. عاشورا بازیگر می‎خواهد؛ یعنی همان کسی که در عاشورا دارد تلاش می‎کند خدمتی کند، روضه بخواند یا سینه بزند. بنابراین، فرصت اربعین را باید غنیمت شمرد. چهل روز از حادثه دور شده‎ایم و همه انسان‎‎هایی که در عاشورا مشارکت کرده‎اند و حس عاشورایی و با عاشورا زیستن را تجربه نموده‎اند، باید در اربعین این حس را یک‌بار دیگر مطالعه کنند که چه شد و چه بود و چرا. این سوالات، سوالات عاشورایی نیست، بلکه سوالات اربعینی است. 
ما از فرصت اربعین به‎عنوان یک فرصت بازخوانی کم استفاده کرده‎ایم. شاید زیارت جابر بن عبدالله انصاری نمادی از این بازخوانی باشد. جابر پس از چهل روز که از آن صحنه گذشته است، می‎آید. دیگر تب و تاب و تمام آن غبار‎ها فرونشسته است. انسان اینجاست که سئوال می‎کند که چرا عزیزترین انسان روی زمین به فجیع‎ترین شکل در عاشورا کشته می‎شود؛ چرا اسارت؛ چرا این همه جنایت؟ این فرصت، فرصت اربعین است. 

کارکرد جریان‎سازی اربعین
کارکرد دوم اربعین «جریان‎سازی» است. به ما گفته‎اند حتی اگر در روز عاشورا روضه‎خوان نداشتید، خودتان برای خودتان روضه بخوانید و گریه بکنید. عاشورا همین جرقه‎‎ها و نم‌نم باران حقیقت و معرفت است، اما در اربعین این جرقه‎‎ها باید به یک آتش شعله‎ور تبدیل شود. این قطره‎‎ها باید جمع شوند و جریان بسازند و اربعین این فرصت را فراهم می‎کند. 
در همین راستا در نصوص ما به زیارت اربعین دعوت می‎شود؛ آن هم با تاکید بر اینکه پیاده بروید؛ پیاده رفتن در یک روز مشخص و در یک نقطه مشخص با این تاکید که هر نوع هزینه‎ای، اعم از هزینه جانی و مالی، در زیارت اربعین مجاز است. ائمه اطهار «ع» این فرهنگ را برای ما ساختند زیرا همه عاشورایی‎‎های دارای احساس عاشورایی باید از صورت فرد و گروه و یکی و دو‌تا و سه‌تا به رودخانه تبدیل شوند. 
رودخانه اربعین است که آن را ممتاز می‎کند و می‎تواند حرکت ایجاد کند و تغییر به‎وجود آورد. انسان‎‎هایی که در عاشورا احساس عاشورایی پیدا کردند، امروز باید احساسات‎شان را به یکدیگر ضمیمه کنند و بفهمند که تعداد عاشوراییان و احساس‎‎ها و نگاه‎‎های عاشورایی چه‌قدر زیاد است و چقدر این انسان‎‎ها هم‎دل، هم‎ رای و هم هدف هستند. یعنی کسی که در مکتب عاشورا تربیت شده است، حالا باید دستاورد‎های معرفتی، معنوی، روحی و اخلاقی‎اش را به مشارکت بگذارد. بنابراین، نقش جریان‎سازی اربعین مهم است. 
 در اینکه توصیه به پیاده رفتن برای زیارت شده است، یک رمز نهفته است و آن اینکه همه چیز را کنار بگذارید. به‎عبارت دیگر، اینکه زیارت اربعین با پای برهنه ثواب بیشتری دارد، به این معناست که تعلق را کنار بگذارید زیرا اینجا فقط عاشورایی هستید. این نگاه است که اربعین را به جریان تبدیل می‎کند؛ یعنی آن انسان عاشورایی که گوشه خانه‎اش گریه کرده است، الآن باید با دیگران هم‎آوا شود. این هم‎آوایی را نباید از اربعین گرفت. 

کارکرد ظرفیت‎سازی اربعین
کارکرد سوم اربعین «ظرفیت‎سازی» است. وقتی شما جریان اجتماعی و فرهنگی عاشورایی پدید آوردید، تازه نقطه عزیمت برای ظرفیت‎سازی‎‎های جدید فرا می‎رسد. انسان عاشورایی از خودش می‎پرسد که در وفاداری به عاشورا چه باید کرد.
 این سئوال مربوط به اربعین است. باید پرسید راه حسین و خط و حقیقت عاشورا چطور باید امتداد یابد. اربعین این نقطه را ایجاد می‎کند. یکی از اشکالات راه‎پیمایی اربعین آن است که ما نقطه اجتماع نداریم. همه با هم تعامل می‎کنند و این جریان راه می‎افتد، اما در یک نقطه تمرکزِ ایستایی، فرصت تامل نداریم. ما باید برای اربعین یک نقطه توقف قرار دهیم. این یک ظرفیت بزرگ است. ما این ظرفیت را در حج داریم؛ یعنی حج نقطه توقف‎گاه دارد، ولی اربعین توقف‎گاه ندارد.
 کجا باید این انسان‎‎های عاشورایی که این راه بلند را طی کرده‎اند به پیام حقیقی عاشورا دست پیدا و تفاهم کنند و برای آینده این مکتب، این حقیقت و این مدرسه و برای آینده خودشان تصمیم بگیرند؟ 
به‎نظر می‎رسد باید نقطه‎ای فراهم کرد که همه اربعینی‎‎ها در یک ساعت مشخص در آن جمع شوند؛ بنابراین ما در اربعین یک وعده‎گاه می‎خواهیم. وعده‎گاهی که در آن بتوانیم تمام عاشوراییان را با پیام مشخص، با ایده‎‎های مشخص، با نگاه به آسیب‎ها، با نگاه به چالش‎‎ها و با نگاه به آینده در خدمت این مکتب قرار دهیم. به‎تعبیر دیگر، اربعین میدان و ظرفی فراهم کرده است که انسان‎‎های عاشورایی بتوانند به تکامل برسند. جامعه عاشورایی نقطه‎‎های آرمانی و تکاملی خودش را تعریف کند و همت و امکانات و ابزار لازم و خیزش نخستین برای آینده را فراهم نماید. اربعین ما باید دارای چنین پیامی باشد. اگر ندارد باید برایش فکری کرد. 

کارکرد نمادسازی عاشورایی در اربعین
کارکرد چهارم اربعین، ظرفیت و قدرت نمادسازی عاشورایی در اربعین است. یکی از ویژگی‎‎های عاشورا قدرت نمادسازی آن است. علت اینکه عاشورا آنقدر تکرار می‎شود و هیچ‎وقت هم انسان‎‎ها احساس تکرار نمی‎کنند، آن است که عاشورا زمان و زمین و قوم و طایفه نمی‎شناسد. 
شما فقط کافی است عاشورا را معرفی کنید. درون‎مایه عاشورا قدرت تطبیق آن با محیط و شرایط مختلف را دارد؛ چراکه عاشورا یک حادثه بزرگ است که در آن هیچ گونه خط مذهبی، خط طایفه‎ای و حتی خط دینی وجود ندارد. عاشورا در درونش یک مضمون بزرگ، بلند و مشترک دارد که قدرت بازنمایی و قدرت نمادسازی‎‎های متنوع در آن وجود دارد. 
حالا سئوال این است که اگر این هسته را بگیریم و آن را توسعه دهیم، آیا اربعین فرصت بزرگی است برای اینکه عاشورا و عاشوراییان یک‌بار به زبان‎‎ها و کارکرد‎های گوناگون و برای محیط‎‎ها و نقش‎‎های مختلف، الگوسازی کند.
 البته ما می‎توانیم در این‎جا، صرف نظر از فرهنگ‎‎های دیگر، عاشورا را بازنمایی و نمادسازی کنیم، اما این نماد نماد ایرانی عاشورا خواهد بود؛ درحالی‎که اربعین فرصتی فراهم می‎کند تا این درون‎مایه با حضور همه کسانی که می‎توانند در این الگوسازی نقش داشته باشند و تعامل کنند، حرکتی ایجاد کند و از درون این تعامل، همه افراد و گروه‎‎ها برای وضعیت موجود و آینده خودشان، مدل‎سازی و الگوسازی کنند