سه شنبه  25 مهر 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 18
تاثیر راهپیمایی اربعین بر جامعه
فعال‌سازی لایه ملکوتی وجود انسان‎ها
نويسنده : حجت‎الاسلام نجف لک زایی

به دو شکل می‎توان به اربعین نگاه کرد؛ یک‌بار به‎عنوان یک قضیه‎ تاریخی؛ یعنی در امتداد تاریخ به آن نگاه کنیم و ببینیم که در طول تاریخ چه تطورات و تحولاتی داشته و نیز چه برکات و ثمراتی را به‎دنبال داشته است. رویکرد دوم هم آن است که این واقعه را از بستر تاریخی آن خارج کنیم و به آن نگاه ملکوتی داشته باشیم، نه نگاهِ تاریخی. به‎عبارت دیگر، ما در مواجهه‎ با وقایعی مثل عاشورا، اربعین یا دیگر حوادث مهم، خودِ فاصله‎ تاریخی با آن‎‎ها را می‎بینیم. اگر این فاصله تاریخی را ببینیم و نقش زمانی و تاریخی آن برای ما برجسته شود، آن شور و شعوری را که باید از یک واقعه به دست آوریم، دریافت نمی‎کنیم، چراکه بیش از هزار سال بین ما و اربعین فاصله شده است. این فاصله کافی است که ما را از حقیقت آن پدیده دور کند. 

تبیین پیوند انقلاب اسلامی با کربلا بر اساس رویکرد تحلیل الهی
در انقلاب اسلامی ایران، شعار «کل أرضٍ کرْبلا و کل یومٍ عاشورا» در میان مردم جلوه‎گر شد؛ به این معنا که اتصالی بین سال 1357 شمسی و سال 61 قمری برقرار شد. افراد خودشان را در متن حادثه می‎دیدند. خودشان را در محضر امام حسین (ع) حس می‎کردند. وقتی که خودشان را در محضر امام (ع) و دشمن را هم در مقابل می‎بینند، کل واقعه برای آن‎‎ها در امروز متجلی می‎شود. 
مبنای انسان‎شناسی آن هم این است که در تفکر اسلامی، انسان سه‌لایه‎ وجودی دارد. امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث، ضمن حدیث 24 و همین‎طور در کتاب شرح جنود عقل و جهل و نیز در تقریرات فلسفی و مواردی از آثار خود، به این سه‌لایه پرداخته‎اند. یک‌لایه‎ ما همین جسم ماست؛ این لایه تاریخی است و زمان بر آن می‎گذرد و بالاخره در طول زمان از بین می‎رود. لایه‎ دوم نفس ماست؛ به‎لحاظ نفسانی ما در عالم مثال قرار داریم، نه در عالم ماده. اگر نفس به‎سمت بالا نظر کند، یعنی به عالم ملکوت توجه پیدا کرده است و فضایل بر وجود انسان حاکم می‎شود. اگر نفس به عالم پایین نظر کند، یعنی به عالم ماده و ناسوت نظر کرده است و رذائل بر وجود انسان حاکم می‎شود. یعنی بالاخره یا به ندای «تَعالَوْا إلی کلِمَه»  لبیک می‎گوید و توحیدی می‎شود یا از هوای نفس تبعیت می‎کند و دنیایی می‎شود. لایه‎ سوم «روح» است که نفخه‎ الهی است: «نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی» . اگر عالم نفس به‎سمت بالا میل کرد و با روح متحد شد، هر سه‌لایه سمت و سوی الهی پیدا می‎کنند، اما اگر نفس به‎سمت پایین میل کرد، روح جدا می‎ماند. چه‎ بسا گاهی در افراد روح الهی به فعلیت نرسد و از حجاب‎‎ها بیرون نیاید و در زندان نفس بماند. 
امام خمینی (ره) ایرانی‎‎ها را وارد عالم ملکوت کردند؛ به‎تبع این ورود به عالم ملکوت، مسیر ورود به ملکوت برای پیروانِ اهل بیت «ع» در دیگر کشور‎ها و حتی محبانِ اهل بیت (ع) (یعنی کسانی که حتی ممکن است مسلمان‎ هم نباشند، ولی به اهل بیت «ع» احترام می‎گذارند و به آن‎‎ها توسل می‎کنند) باز شد، چراکه «تَعالَوْا إِلی‎ کلِمَه سَواء»  و دعوت الهی برای همه‎ موحدان عالم و خطاب به همه‎ پیروان ادیان ابراهیمی است.  امام (ره) واسطه‎ای برای کشاندن مردم به ملکوت است بیست میلیون نفری که در پیاده‎روی اربعین در کربلا جمع می‎شوند، یک وجود هستند.  این حرکت، حرکتی توحیدی است؛ یعنی چون همه خدایی شده‎اند، دیگر ماده و نفسانیات حرف اول را نمی‎زنند. لذا همه اختلاف‎‎ها کنار گذاشته شده است. به‎عنوان مثال، در حرکت و پیاده‎روی اربعین اگر شخصی متاع کمی هم داشته باشد، آن‎ را در اختیار همه قرار می‎دهد. افراد با شوق و اصرار به‎دنبال شما می‎آیند و شما را به خانه‎ خود می‎برند. اصلا شما را نمی‎شناسند و زبان شما را نمی‎دانند، ولی می‎گویند شما زائر امام حسین (ع) هستید و من هم خادم امام حسین (ع) هستم. به‎عبارت دیگر، ملکوت حرف اول را می‎زند. این افراد از عالم مادی خارج شده و امام حسین (ع) را اکنون حاضر می‎بینند و با امام (ع) در عالم ملکوت ارتباط وجودی برقرار می‎کنند. 

خروج از عالم مادی
خروجی از عالم مادی یعنی آن وجه ملکوتی فعال شده و مدیریت وجود را بر عهده گرفته است. امام علی (ع) وقتی می‎خواستند در بستر پیامبر (ص) بخوابند، از ایشان پرسیدند: «اگر من به‎جای شما بخوابم، شما به سلامت خواهی بود؟»؛ پیامبر (ص) فرمودند: بله. آنگاه امام (ع) در بستر پیامبر (ص) خوابیدند. اینجا چه اتفاقی افتاده است؟ بر کسی مثل امام علی (ع)، همیشه ملکوت حاکم است، مثلا وقتی نماز می‎خواند و تیر را از پای او بیرون می‎کشند، متوجه نمی‎شود چون تیر در جسم ایشان فرو رفته است، نه در روح‎شان زیرا ایشان در زمان نماز در عالم ملکوت و در محضر خداوند حاضر هستند. 

اهداف الهی از جریان بیداری اسلامی
 خدای متعال در قرآن کریم می‎فرماید: «إِنا هَدَیناهُ السبیلَ إِما شاکرا وَ إِما کفُورا» ؛ یعنی ما راه را به شما معرفی کردیم و شما را در راه قرار دادیم، حالا انسان یا شکرگزار است یا ناسپاس. در آیه‎ دیگر می‎فرماید: «وَ الذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِینهُمْ سُبُلَنالله» ... یعنی اگر کسانی در راه ما به مجاهدت برخیزند ما آنها را به راه‎‎های خود هدایت می‎کنیم، لذا ما در تفکر عاقبت‎نگرانه‎ اسلامی، هم دنیا و هم آخرت را می‎بینیم؛ فقط دنیا را دیدن، آینده‎پژوهی سکولار است. اما ما در آینده‎پژوهی اسلامی معتقدیم که اگر نیتِ فرد خدایی شد، خدای متعال آینده را تضمین می‎کند. معنای سخن حضرت امام (ره) که فرمود ما مکلف به تکلیف هستیم نه نتیجه، این است که باید تکلیفی را که خداوند مقرر کرده است، با نیت خالص انجام دهیم. البته این به آن معنا نیست که نتیجه برای ما اهمیت ندارد. 
 من از کلام قرآن و امام و نایب امام می‎فهمم که خدا چه‎ چیز را خواسته است. وقتی تکلیف معلوم شد، بر اساس آن عمل می‎کنم. اگر بر اساس این تکلیف عمل کردم، خدای متعال می‎فرماید: «لَنَهْدِینهُمْ سُبُلَنا». طبق مفاد این آیه مسلم آن است که شما به بی‎راهه نمی‎افتید. در شرایط مختلف اتفاقات مختلفی می‎افتد؛ مثلا در دوره‎ معاصر طاغوت‎‎ها بیشتر طاغوت‎گری می‎کنند و از آن طرف لطف الهی شامل حال مردم شده است و رهبرانی مانند حضرت امام (ره) یک حرکت جهانی علیه نظام سلطه و نظام طاغوت را شروع کرده‎اند. 

نقش اربعین در تمدن‎سازی نوین اسلامی
وقتی کسی شهادتین را می‎گوید، می‎گوییم مسلمان شد چون لفظی را به زبان می‎آورد که از تغییر باطنی او حکایت می‎کند. اما تا پاک نشود و رفتار‎های دینی از او سر نزند، ما نمی‎گوییم مومن شده است. لذا بعد از انجام نماز و روزه و پرداخت زکات و... می‎گوییم مومن هم هست و از مرحله اسلام به مرحله ایمان وارد شده است. درگیری با نظام طاغوت می‎تواند در هر کدام از این لایه‎‎ها صورت بگیرد. یک مواجهه در سطح محمل‎‎های مادی صورت می‎گیرد. گاهی تهاجم به رفتار‎ها صورت می‎گیرد. گاهی تهاجم به باور‎ها انجام می‎گیرد. چیزی که در اربعین اتفاق می‎افتد این است که در اربعین، تجلی هر سه‎ مورد مذکور رخ می‎دهد؛ یعنی در اربعین هم «باور»، هم «رفتار» و هم «محمل» وجود دارد. در اربعین صداقت و ایثار را می‎بینید. یعنی فضایل اخلاقی یکی‌یکی جلوی شما به شکل مجسم نمایان می‎گردند و رفتار‎ها و باور‎ها خودشان را نشان می‎دهند. در واقع «لَنَهْدِینهُمْ سُبُلَنا» هم متجلی می‎شود. اگر حرکت اربعین درست هدایت شود، برکات بسیار زیادی را در سطح جهانی به‎دنبال دارد. 

لزوم توجه به انحرافات احتمالی در راهپیمایی اربعین
البته ابلیس بیکار نمی‎نشیند. طاغوت هم که بیکار نمی‎نشیند و فعال است؛ در واقع جایی که قدرت الهی متجلی می‎شود، طاغوت هم می‎خواهد از همان محل ضربه بزند. 
قمه‎زنی از دل همین عاشورا بیرون می‎آید؛ یعنی دشمن ممکن است همان نقطه‎ قوت شما را به نقطه ضعف تبدیل کند. همان حرکتی که قرار بود بیداری الهی و اسلامی در سطح جهان را گسترش دهد، تصاویر قمه‎زنی و فیلم‎‎های آن پخش می‎شود و حتی ممکن است افراد علاقه‎مند را از این حرکت دور کند. 

لزوم تلاش همراه با امیدواری برای دست‎یابی به آینده‎ای درخشان
معنای امید این است که از مرحله رویا عبور کرده‎ایم؛ باید آن «اَلذینَ جاهَدُوا فینا»، باشد تا «لَنَهْدِینهُمْ سُبُلَنا» اتفاق بیفتد. نباید غفلت کنیم و بگوییم الآن «لَنَهْدِینهُمْ سُبُلَنا» وجود دارد، پس «اَلذینَ جاهَدُوا فینا» را ر‎ها کنیم. یاران حضرت موسی (ع) به آن حضرت گفتند: «إنا‎ ههُنا قاعدون» (سوره مائده آیه24)؛ «ما اینجا می‎نشینیم و تو و خدایت بروید و بجنگید و همه چیز را برای ما مهیا کنید». 
جمعیت جهان حدود هفت میلیارد نفر است. در اربعین حدود بیست میلیون انسان جمع می‎شوند. وقتی امام زمان (عج) تشریف بیاورند، می‎خواهند حکومت جهانی تشکیل بدهند. معتقدیم حکومت جهانی باید انتظار جهانی هم داشته باشد؛ یعنی انتظار باید در مقیاس جهانی باشد. اداره‎ حکومت جهانی با کمک همین انسان‎‎ها اتفاق می‎افتد. بنابراین منتظران باید توانایی اداره‎ جهان را داشته باشند. به‎عبارت دیگر، باید منتظرانی داشته باشیم که توانایی اداره‎ جهان را داشته باشند.  درس بزرگ اربعین این است که کاری کنید همین اشخاصی که جلوه‎‎های رفتاری خالصانه‎ای در اربعین از خود نشان می‎دهند، ولی در طول سال، این رفتار‎ها را از آنها کمتر می‎بینیم، آنها را بیشتر از خود نشان دهند. 

تمدن‌سازی اسلامی
کسانی که دغدغه‎ این مباحث را دارند، باید مفهوم تمدن را بررسی کنند. «تمدن» یعنی 1. تولید فکر و فرهنگ 2. تولید قدرت 3. تولید ثروت در عرصه‎ اقتصاد. در عرصه‎ اقتصاد باید تولیدکننده‎ «ثروت» بود. همچنان‎ که در عرصه‎ سیاست باید تولیدکننده‎ «قدرت» و در عرصه‎ فرهنگ نیز باید تولیدکننده‎ «اندیشه» بود. 
 هر چقدر که سهم ما در تولیدات این عرصه‎ها، خصوصا در عرصه‎ فرهنگ که عنصری نرم‎افزاری است، بیشتر شود، تولیداتِ آن دو عرصه را نیز در دست می‎گیریم؛ مقصود هم بحث‎‎های اندیشه‎ای است و هم بحث‎‎های انگیزه‎ای چون موتور محرک انسان دو چیز است: «اندیشه» و «انگیزه‎». یعنی اندیشه‎‎ها و انگیزه‎‎هایی تولید ‎کنیم که حرکت انسان را برای خدا و در جهت خدا پیش ببرد. بنابراین اگر ما در عرصه فرهنگ تولید داشته باشیم، آنگاه علوم انسانی الهی و نظریه‎‎های فرهنگی الهی خواهیم داشت. به هر حال، آنچه مورد انتظار است، حرکتی در سطح جهان می‎باشد. باید آن شور و شعور اربعینی را به رفتار تبدیل کنیم و این اربعینی شدن و به لقاء امام (ع) رسیدن را نیز در سطح جهان بازتاب دهیم. 

شناخـــت امــــام، مقدمــــــه رفـــــــــع نابسامانی‎‎های مادی و معنوی
 اتصال و وصل که رخ دهد، مومن خودش را با امام (ع) می‎بیند و مأموم امام (ع) می‎شود. مومن به غیب، آیات الهی و معاد ایمان دارد. وقتی به غیب ایمان داشته باشد، به امام زمان (عج) هم ایمان خواهد داشت چون یکی مصادیق غیب امام زمان (عج) است. «تمام الحج لقاءُ الإمام»، یعنی در نهایت باید امام را شناخت؛ «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَه جَاهِلِیه» . بیشتر از دو مسیر پیش‎ روی انسان نیست؛ یک مسیر، مسیر جاهلیت است، یک مسیر هم مسیر تعالی و فضیلت است. کسی که امام7 ندارد، مرگ و زندگی او، مرگ و زندگی جاهلی است؛ یعنی گرفتار مجموعه‎ نابسامانی‎‎های مادی و معنوی می‎شود. 

تقویت فکری اقشار ضعیف 
فضای بیست میلیونی چگونه شکل گرفت؟ با اراده خدا شکل یافت... خدای متعال می‎فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ ینْصُرْکمْ وَ یثَبتْ أَقْدامَکم» . اگر در مسیر خیر یک قدم به‎سوی خدا برویم، ده قدم به‎سوی ما می‎آید. در مورد جوامع و امت‎‎ها هم همین‎طور است. اما سختی‎ای که امت‎‎ها دارند، آن است که نتیجه، تابع اخص مقدمات است. بنابراین، باید به فکر حلقه‎‎های ضعیف سیستم باشیم. برای خوب بودن باید خیلی چیز‎ها خوب باشد. یک اتومبیل برای اینکه حرکت کند، باید خیلی از اجزای آن سالم باشد، ولی برای خراب بودن یک ایراد کافی است