پنج شنبه  08 تير 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 16
گفت‌وگو با حجت‎الاسلام عبدالحسین خسروپناه
در اربعین موکب‌های معرفتی به وجود بیاید
نويسنده : امید غفوری

حجت‎الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در رشته های فلسفه و کلام اسلامی است. او معتقد است دو محور و عنصر تمدن مهدوی، مسأله عدالت و مسأله عقلانیت است. او می گوید: «حضرت به زور شمشیر، انسان غیرمسلمان را مسلمان نمی‎کند، بلکه زور شمشیر حضرت برای مقابله با ظلم است، نه برای مقابله با ادیان دیگر»  در ادامه مشروح گفت‌وگو با ریاست موسسه پژوهشی حکمت وفلسفه ایران را می‌خوانید.

آیا اربعین، ظرفیت تمدن‌سازی دارد؟ این مسأله چگونه قابل تبیین است؟
 اصل اربعین دارای مشروعیت دینی است. روایات زیادی در فضیلت زیارت اربعین داریم. این زیارت قطعا در مقام ثبوت تمدن‎ساز است، اما در مقام اثبات که حرکت میلیونی شیعیان در روز اربعین تحقق می‎یابد و مشاهده می‎شود، باید ببینیم چقدر می‎تواند تمدن‎سازی یا تمدن‎سوزی داشته باشد. 

تمدن به چه معناست؟ اساسا یک تمدن چگونه شکل می گیرد؟
توجه کنید که تمدن همان پیشرفت است، اما پیشرفتی که بر جوامع دیگر تاثیرگذار باشد. کانون تمدن اسلامی از قرن سوم به بعد، ایران بود. ولی مصر نیز بعدا در آن مشارکت می‎کند. همچنان ‎که آندلس (اسپانیای فعلی) و حتی هندوستان هم در بالندگی آن مشارکت می‎کنند. در این تمدن شاهد پیشرفتی در حوزه نیاز‎های نرم‎افزاری و سخت‎افزاری بشر هستیم؛ نیاز‎هایی مثل علوم طبیعی، علوم مهندسی که در آن زمان با عنوان «علم‌الحیل» مطرح بوده است، مکانیک و ماشین‎‎های مکانیکی، قواعد ترمودینامیکی، طب و پزشکی و مسأله سلامت، معنویت و اخلاق، معیشت و مسائل اقتصادی، سیاست و نظام سیاسی که همه آن‎ها از مولفه‎‎های یک تمدن هستند. 
حال اگر این مولفه‎‎های تمدنی به‎لحاظ معرفتی آنقدر بالنده باشند که به پرسش‎‎های انسان معاصر پاسخ دهند و بر جوامع دیگر نیز تاثیرگذار باشند، «تمدن» شکل گرفته است. بر این اساس، وقتی از حرکت اربعین سخن به میان می‌آوریم، باید ببینیم حرکت میلیونی اربعین چه نقشی در مولفه‎‎های تمدنی دارد.

مؤلفه های تمدنی به چه معناست؟
کار مهمی که حضرت امام زمان (عج) می‌‎کنند و از مهم‎ترین اهداف یک تمدن صحیح است، برپایی «عدالت» است. ایشان به‎نحوی حکومت‎داری می‎کنند که عدالت گسترش پیدا می‎کند، نه اینکه عدالت به‎صورت اتفاقی در جامعه باشد. این یعنی تمدنی عدالت‎محور و به همین خاطر هم حضرت مکلف به احکام باطن هستند: «... الذِی ‎یمْلَأُ اللهُ عَز وَ جَل بِهِ الْأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا کمَا مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما»؛ یعنی زمین مملو از عدل خواهد شد، کما اینکه مملو از ظلم و جور بود. 
اما اقدام دیگری که حضرت انجام می‎دهند و بسیار مهم است، گسترش عقلانیت است. حضرت دستی بر سر انسان‎‎ها می‎کشد که آن‎ها از عقلانیت برخوردار می‎شوند، عقلانیتی اسلامی و الهی. پس قیام حضرت قیامی عدالت‎محور است و نه قیامی برای حاکمیت. یعنی شروع قیام برای این نیست که اسلام بر بقیه‎ ادیان حاکم شود، خیر! این قیامْ قیامی عدالت‎محور است که البته به قدری عدالت را گسترش می‎دهد که «... لِیظْهِرَهُ عَلَی الدینِ کله..»  و به همین دلیل منزلی نیست مگر اینکه پرچم «لا اله الا الله، محمد رسول الله» بر بام آن افراشته شده باشد. پس حضرت به زور شمشیر، انسان غیرمسلمان را مسلمان نمی‎کند، بلکه زور شمشیر حضرت برای مقابله با ظلم است، نه برای مقابله با ادیان دیگر. یعنی ادیان دیگر با دیدن عدل مهدوی اسلام می‎آورند و با طیب خاطر آن را می‎پذیرند. مسیحیان وقتی می‎بینند حضرت عیسی به حضرت مهدی در نماز اقتدا می‎کند، مسلمان می‎شوند. در هیچ روایتی نداریم که حضرت بخواهند با شمشیر دین مردم را تغییر دهند؛ چراکه «لا إِکراهَ فِی الدینِ قَدْ تَبَینَ الرشْدُ مِنَ الْغَی» . اما ایشان با شمشیر انسان‎‎های ظالم را تسلیم می‎کنند. حتی امکان دارد که این ظالمان از مسلمانان یا از شیعیان‎ اثنی‌عشری باشند، فرقی ندارد. 
البته ما در تمدن نوین اسلامی که زمینه‎ ظهور را فراهم می‎کند، نمی‎توانیم عدل مهدوی را تحقق ببخشیم، اما می‎توانیم تمدنی اسلامی ایجاد کنیم تا بعد از تحقق آن، تمدن مهدوی شکل پیدا کند. 

پس با این اوصاف می توان یک تلقی جدید از اربعین بیان کرد.
حرکت اربعین که در آن میلیون‎‎ها نفر شیعه و چه‎بسا افرادی از اهل سنت و مسیحیان مشارکت می‎کنند، نباید فقط در حد نماد وحدت شیعیان برگزار شود، اگرچه که در این صورت هم بسیار ذی‌قیمت و ارزشمند است، چراکه قطعا حاوی عناصری از تمدن‎سازی، از جمله «وحدت» و «مدارا» است. اگر حرکت اربعین تبدیل به نزاع شیعیان با یکدیگر گردد، قطعا آسیب‎زا خواهد بود. اما اگر در این حرکت، رفتار‎‎های نامعقول صورت نگیرد و فضای معنوی اربعین و عشق به اهل بیت (ع) و عشق به حسین بن علی (ع) نمادی بیرونی داشته باشد، حداقل ظرفیت تمدن‎سازی را خواهد داشت. «مدارا» و «وحدت» حتی با اهل سنت، و احترام به مقدسات اهل سنت و گروه‎‎های مختلف شیعی، همچنین داشتن دغدغه‎ معنویت در این حرکت و توجه به نقش اربعین و حرکت میلیونی شیعیان در آن تمدن‎سازی مهم است. 

برای دستیابی به این مضمون تمدنی، چه راهکارهایی وجود دارد؟
نکته‎ مهم لزوم استفاده از موکب‎‎های معرفتی در جهت استفاده بیشتر از این ظرفیت است. باید همان‎طور که در مسیر پیاده‎روی اربعین، موکب‎‎های مختلفی به تغذیه‎ مردم و نیاز‎های مادی زائرین می‎پردازند، به چیزی که مهم‎ترین عامل قیام امام حسین (ع) بوده و اساسا اربعین را ساخته و شکل داده هم پرداخته شود. این عامل عبارت بود از اینکه مردم از ایمان کافی برخوردار نبودند و از عقلانیت اسلامی بی‎بهره بودند و مسمانانی بودند که اسلام را در یک نماز خلاصه می‎کردند و در عین حال، زندگی آنان مملو از حرام‎خواری و معصیت بود. چنان‎که وقتی امام حسین (ع) فریاد می‎زدند تا با سپاه عمر سعد صحبت کنند، آن‎ها اجازه صحبت به ایشان نمی‎دهند و حضرت می‎فرمایند: وقتی شکم‎‎های شما پر از هدایای حرام و اموال حرام شده، امری طبیعی است که حاضر نباشید حقیقت را بشنوید. ما امروز در همین زمینه با رفتار‎هایی غیر اسلامی مواجه هستیم که اربعین از بهترین فرصت‎‎هایی است که می‎توانیم با ایجاد موکب‎‎های معرفتی و معرفت‎زایی با آن‎ها مبارزه کنیم. نمونه‎ این کار در حرم امام رضا (ع) صورت گرفته است که زمانی در آن فقط تامین غذای زائرین اهمیت داشت، اما اکنون غذا‎های معنوی و معرفتی به زبان‎‎های مختلف در حرم امام رضا (ع) عرضه می‎شوند. اربعین نیز به همین شکل باید تبدیل به یک کلاس درس و معرفت‎زایی حسینی (ع) بشود. مثلا در فرصت‎‎هایی که افراد در حال استراحت هستند یا در طول مسیر در حال پیاده‎روی هستند، بحثی معرفتی، مثلا در قالب یک نوشته برای مطالعه، در اختیار آن‎ها قرار داده شود زیرا با وجود آنکه درباره قیام و حرکت امام حسین (ع) صحبت‎‎های زیادی می‎کنیم، به خطبه‎‎های امام حسین (ع) نپرداخته‎ایم. پس با توجه به اینکه افراد در این سفر، حضوری یک هفته الی ده روزه دارند، می‎توان با یک برنامه‎ریزی، معرفت حسینی آن‎ها را افزایش داد. زائرین می‎توانند با معارف امام حسین (ع) و دانشنامه‎ معرفتی امام حسین (ع) آشنا شوند. البته نیاز نیست وارد نقل و نقد خبر و بحث‎‎های علمی شویم، بلکه با نقل مطالب صحیح‌السندی که وجود دارد هم می‎توان این کار را انجام داد و در این حرکت عظیم اربعین، علاوه بر زیارت امام حسین (ع) که اجر و پاداش بسیاری دارد، هم‎زمان یک رشد معرفتی و عقلانی نیز اتفاق می‎افتد. 

آن وقت با این تغییرات، زیارت اربعین چه کارکردهای دیگری پیدا می کند؟
حرکت اربعین در عین حال که احتمالا نقشی در کشف یک تئوری جدید برای علم پزشکی یا اقتصاد یا حقوق ندارد ـ چیزی که وظیفه‎ محققین است ـ با شکل‎گیری عقلانیت اسلامی به کمک آن، مثلا طب اسلامی، علوم انسانی اسلامی، علوم طبیعی با رویکرد اسلامی، اندیشه‎ سیاسی اسلامی و اندیشه‎ اجتماعی اسلامی شکل پیدا خواهد کرد و با شکل یافتن این امور، تمدن‎سازی هم صورت می‎گیرد. 
آنچه اکنون در این حرکت شاهد هستیم، صرفا در تامین معنویت حسینی و معیشت حسینی و سیره‎ امام حسین (ع) در رسیدگی به فقرا و مستمندان خلاصه می‎شود. اما آیا عقلانیت حسینی هم در آن شکل پیدا کرده است؟ البته این حرکت از یک پشتوانه‎ عقلانی برخوردار است، اما عقلانیتی آگاهانه و عقلانیت جمعی هم باید در این مسیر تامین شود. به هر میزان که بتوان به میلیون‎‎ها زائری که از کشور‎های مختلف در مراسم اربعین حضور پیدا می‎کنند، عقلانیت حسینی (ع) را منتقل کرد، ریشه و زیربنای تمدن اسلامی نیز شکل پیدا 
خواهد کرد. 
قاعدتا برای انتقال این معرفت به زوار باید تلاش شود، اما اصلی‌ترین رویکرد یا راهبرد این معرفت چه باید باشد؟
باید به این نکته توجه کرد که قیام و نهضت امام حسین (ع) در زمانی اتفاق افتاد که به‎تعبیر امام باقر (ع) و به نقل ابن ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه، شیعیان به قدری در تنگنا و سختی قرار داشتند که خانه‎‎ها را بر سرشان خراب می‎کردند، دست و پای آن‎ها را قطع می‎کردند و کسانی را که محب اهل بیت (ع) بودند به زندان می‎انداختند و اموال‎شان را مصادره می‎کردند. مخصوصا زمانی که عبید‌الله بن زیاد به کوفه آمد که نقطه‎ اوج بدبختی شیعیان از زمان شهادت امام حسن (ع) به بعد بود. اما همین شیعیان که هیچ جایگاه و موقعیت اجتماعی نداشتند و به‎تعبیر امام سجاد (ع) محبین اهل بیت (ع) در مکه و مدینه حتی به بیست نفر هم نمی‎رسیدند ، با نهضت امام حسین (ع) به یک‌باره بیدار می‎شوند و از رهگذر قیام‎‎های متعددی، مثل قیام توابین و مختار ثقفی و زید بن علی و یحیی بن زید تا ابن طباطبا در سال 199، زمینه‎ شکل‎گیری حکومت‎‎های شیعه در قرن سوم ایجاد می‎شود، مثل حکومت شیعیان در منطقه‎ دیلم و مازندران، حکومت شیعیان در یمن که هزار سال به طول می‎انجامد، حکومت شیعیان در دوره‎ آل‌بویه و ده‎‎ها حکومت دیگر که به‎واسطه‎ آن‎ها تمدن شکل پیدا می‎کند. باید دقت کرد که اگر حکومتی در کار نباشد، تمدنی هم شکل پیدا نخواهد کرد. 
بنابراین، قیام امام حسین (ع) زمینه را برای تشکیل حکومت‎‎های شیعی فراهم کرد و اکنون اگر بتوان ضرورت تشکیل حکومت اسلامی با شرایط خاص آن را به شیعیان جهان معرفی کرد، زمینه برای تشکیل تمدن فراهم خواهد شد. این معرفت را می‎توان در اربعین به بیست میلیون زائری که حضور پیدا می‎کنند، منتقل کرد. 

در صبحت هایتان به بحث مدارا اشاره فرمودید. این مسأله با چه بیانی قابل تبیین است؟
رأفت مومنین با یکدیگر و همچنین «أَشِداءُ عَلَی الْکفار» خود مصداقی از عدالت است زیرا تعریف عدالت «وَضْعُ شَیء فی مَوْضِعِه» و «إعطاءُ کُل ذی حَق حَقه» است. پس باید حق مومن و کافر، یعنی کسی که در واقع با تفکر اسلام ناب عناد دارد، ادا شود. بنابراین، معرفت و عقلانیت و عدالت حسینی با شیوه‎‎های مختلف که هنرمندان طراحی می‎کنند، به مردم عرضه می‎شود. 
نکته‎ بسیار مهم دیگر آن است که تا حد ممکن بتوانیم اهل سنت و مسیحیان را در اربعین مشارکت بدهیم تا اربعین به یک نماد وحدت دینی در برابر دنیای سکولار امروز تبدیل شود. بنده در گفت‎وگو با ادیان مختلف تاکید می‎کنم که نباید وقت خود را صرف اختلافات درون‎دینی نماییم و مثلا در مورد صحت توحید این دین یا آن دین بحث کنیم، بلکه باید توجه کنیم که امروز سکولاریسم در حال نابودی اصل دین است و باید درباره‎ چگونگی مقابله با آن هم‎اندیشی کنیم. همان‎گونه که سکولار‎ها علی‎رغم تعدد مکاتب، در دین‎زدایی مشترک هستند. وظیفه‎ همه‎ ما اعم از مسلمان، مسیحی، شیعه و اهل سنت مشارکت در گسترش اصل دین توحیدی و الهی ـ که مورد اعتقاد همه است ـ می‎باشد. اربعین می‎تواند چنین ظرفیتی را بسازد. در مورد «وهب» و مادرش که تنها چند روز قبل از شهادت وهب مسلمان شدند، بنده در تاریخ سراغ ندارم که امام حسین (ع) آن‎ها را به اسلام دعوت کرده باشد، بلکه آن‎ها با دیدن اخلاق و ادب و معرفت امام حسین (ع) عاشق دین ایشان شدند. توجه داشته باشید که دشمن به‎دنبال اختلافات درون‎دینی ادیان است تا هدف اصلی فراموش گردد. 
 یکی از ظرفیت‎‎های ویژه‎ اربعین برای ایجاد تمدن مهدوی، شکستن مرز ادیان یعنی هر کس با دین و مذهب خود در این مسیر قرار بگیرد و توجه کند که هدف قیام امام حسین (ع) به تعبیر خود حضرت «إِصْلاحُ أُمه جَدی» است؛ یعنی امام (ع) برای از بین بردن فسادی که در جامعه به‎وجود آمده بود، قیام کردند. حال آیا هدف این قیام و نهضت در مسیحیت و اهل سنت وجود ندارد؟ البته که وجود دارد