دوشنبه  07 فروردين 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 15
نگاهی آینده‌پژوهانه به رویداد اربعین
آینده ماجرای اربعین کجاست؟
نويسنده : محمد مهدی ذوالفقارزاده عضو هیئت علمی دانشگاه تهران


در رصد آینده رویداد اربعین باید به‎دنبال روند‎‎ها و فراتر از آن در پی «کشف الگو‎‎های حاکم» بر آن بود؛ الگو‎‎هایی منطبق با برنامه‎‎‎های الهی
از منظر آینده‌پژوهی، معمولا اولین موضوع در مواجهه با پدیده‎‎‎های اجتماعی از جمله پدیده عظیم اربعین، سطح ظاهری ماجراست. اما در رویکرد آینده‎نگرانه، برای ارائه یک تحلیل مناسب، باید لایه‎‎‎های عمیق‎تر پدیده‎‎‎ها نیز واکاوی و بررسی شود. 
در سطح عمیق‎تر ما با «روندها» مواجهیم؛ یعنی چند رویداد پی در پی که دارای چیدمان منطقی و منظم باشد. اگر در مواجهه با پدیده‎ها، روند‎‎های مطرح در آن‎‎ها شناسایی شود، می‎توان گفت گام مهم دیگری در مسیر رصد آینده آن پدیده برداشته شده است.
اما در این مسیر، روش‎‎‎هایی موفق هستند و تحلیل‎‎‎هایی کارآمدترند که لایه‎‎‎های فراتر از روند را هم شکار کنند و آن «الگو‎‎های حاکم» بر این روندهاست. منظور از الگوها، آن نظم پنهانی است که خود روند‎‎ها و در پی آن، رویداد‎‎ها را تحت تاثیر قرار می‎دهد؛ یعنی آن مکانیسم‎‎‎ها و علل و عوامل اصلی موثر بر رویداد‎‎ها و روندها. به‎عنوان مثال، در مواجهه با پدیده‎ای اجتماعی مانند طلاق در جامعه، می‎توان خدای نکرده بدون مطالعه و بی‎تفاوت و با بی‎اعتنایی از کنار آن گذشت. اما مواجهه فعال و آینده نگر با این پدیده ایجاب می‎کند که روند‎‎های مربوط به آن از ابعاد مختلف، مثلا ظاهری‎ترین سطح آن، یعنی آمار طلاق در سال‎‎های متوالی رصد شود؛ در پی این رصد، روند‎‎های ممکن استخراج شود و در گامی فراتر، الگو‎‎های حاکم بر این روند‎‎ها کشف شود. کشف این الگوهاست که ما را به‎سمت گمانه‎زنی‎‎‎های عالمانه در خصوص آینده این پدیده رهنمون می‎سازد. حال همین برخورد را با پدیده عجیب و عظیم اربعین در سال‎‎های اخیر می‎توان داشت، یعنی خدای نکرده نسبت به آن بی‎اعتنا بود؛ یا برخورد فعال و آینده‌نگر در مواجهه با آن در پیش گرفت. اگر ماجرای اربعین، حکایت از یک تغییر و تحول در انسان‌هاست، دانش آینده‌پژوهی به ما می‎گوید باید به آن بهاد داد. همان‎طور که گفته شد این بها دادن و اعتنا کردن به آن باید دست‌کم در سه سطح صورت گیرد؛ هرچند از سطح ظاهری آغاز می‎شود، باید ما را به‎سمت لایه‎‎‎های عمیق‎تر و ابعاد متعالی‎تر موثر بر این پدیده عظیم رهنمون سازد. به‎عنوان مثال، در سطح نخست (بعد ظاهری ماجرا)، وقتی آمار اعلام شده از سوی ستاد اربعین فقط از ایران را بررسی می‎کنیم، روند شدت یافتن عجیب تب و تاب اربعین برایمان به خوبی نمایان می‎شود. تعداد زائرین در سال ۱۳۹۲، ۳۰۰ هزار نفر، در سال ۱۳۹۳، ۶۰۰ هزار نفر و در سال ۱۳۹۴ حدود دو میلیون نفر! این یعنی یک تغییر شگرف و فلسفه آینده‌پژوهی، ایجاب می‎کند تا با تغییرات، مواجهه فعالانه داشت.
با مطالعه میدانی در لایه‎‎‎های دیگر، قطعا نشانه‎‎‎های تغییر و تحول انسان‎‎های حاضر در این صحنه عظیم الهی در ابعاد گوناگون برایمان نمایان می‎شود. اینکه موضوع قومیت و نژاد و در برخی موارد مذهب و دین کنار می‎رود و انسان‎‎ها هم‎چون برادر با یکدیگر به‎سمت یک هدف ناب یعنی رسیدن به لقاء امام حسین (علیه‎السلام) با هم رفتار می‎کنند و… صحنه‎‎‎های بسیار عجیبی را در کنار همدیگر رقم می‎زنند که هر اهل دقتی را دچار بهت و حیرت و تامل و تدبر در آن‎‎ها می‎کند! 
همت برای رسیدن به سطوح عالی‌تر، یعنی سطح شناخت الگو‎‎های حاکم بر روند‎‎های تغییر و رویداد اربعین ضرورت دارد. اگر این روند‎‎ها و رویدادها، عجیب و عظیم است پس قطعا الگو‎‎های حاکم بر آن نیز الگو‎‎هایی متعالی و مرتفع است و صرفا محدود به یک‎سری رخداد‎‎ها ومحاسبات مادی و تحلیل‎‎‎های صرفا اجتماعی یا سیاسی یا تاریخی نباید بود. برای کشف این الگو‎‎ها با چنین جایگاهی به‎نظر می‎رسد پاسخ به این پرسش‎‎ها ضروری است: این تحول و سیر این تحولات به‎خصوص در سال‎‎های اخیر دارای چه خاستگاهی است و از کجا برآمده است؟ پیش آیند‎‎های آن چیست؟ اگر این روندها، عظمت دارند و انسان در مقابل آن سر تعظیم فرود می‎آورد، و اگر با آهنگی عجیب در حال رشد است، آیا فاعلی حکیم پشت سر آن نیست؟! فاعل این ماجرا کیست؟ 
باید به مثال‎‎هایی در ایران در گذشته‎ای نه‌چندان دور توجه کرد. نمونه‎ای از این تحولات را چشیده‎ایم، به‎نظر می‎رسد جنس تحولات رخ داده در اربعین، از همان جنس تحولات رخ داده در ماجرای انقلاب اسلامی است. اما این‎بار گویا محدوه جغرافیایی آن صرفا محدود به ایران نیست و بسیار وسیع‎تر است. این با یک مقایسه ساده رفتار‎‎های افراد به دست می‎آید! امام (ره) به ما آموخت که در این صحنه و در این قبیل صحنه‎ها، فاعل را سریع‌تر بشناسید، فاعل خداست و زودتر خواست و برنامه او را رصد کنید. 
در واقع، جز این است که تحول در قلوب افراد که به رفتار‎‎های آن‎‎ها کشیده می‎شود، کار خداست؟! اگر این‎طور است، برنامه خدا برای ادامه این مسیر چیست؟ اگر تغییر و تحولات رخ داده در اربعین، به‎عنوان نشانک‎‎‎های ضعیف از یک تغییر و تحول بزرگی در آینده حکایت داشته باشند؛ این تغییر بزرگ چه می‎تواند باشد. آیا در مقام یک مسلمان که سعی در شناخت برنامه خدا دارد می‎توان این برنامه را در این‎خصوص کشف کرد و خود و جامعه اسلامی را با آن هرچه زودتر هماهنگ کرد و تطبیق داد؟ 
ما شاید در صحنه‎‎‎هایی از این دست در انقلاب اسلامی و بعد از آن همچون بیداری اسلامی از این‎گونه معرفت و شناخت و در پی آن عمل صحیح، متاسفانه عقب افتادیم؛ به‎ویژه جامعه نخبگانی و فکری ما که باید در شناخت این پدیده‎‎ها پیشرو باشد. اما امیدواریم، این‎بار این‎گونه نشود و در واقع، این توفیق را به برکت نور امام حسین (علیه‎السلام) داشته باشیم که بتوانیم این برنامه را از درون آیات قرآن کشف کنیم و جامعه نخبگانی از این منظر عقب نیفتد و حداقل جامعه علمی از این پدیده غافل نباشد و به‎دنبال کشف مسیر طراحی شده از سوی خدا باشیم