شنبه  07 اسفند 1395 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 10
اربعین، انسان را به انسان گره می‌زند
پرچمی برای تمدن اسلامی
نويسنده : آیت‎الله حائری شیرازی

در خصوص ماهیت اربعین باید گفت که اربعین یک روز نیست، بلکه مجموع چهل روز است. قرآن کریم مدت خلوت حضرت موسی (ع) با خداوند متعال را چهل روز ذکر می‎کند: «وَ واعَدْنا مُوسی‎ ثَلاثینَ لَیلَه وَ أَتْمَمْنا‎ها بِعَشْرٍ فَتَم میقاتُ رَبهِ أَرْبَعینَ لَیلَه» ؛ «سی شب با موسی وعده نهادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا وعده پروردگارش در چهل شب کامل
 شد». 
بنابراین، اربعین به ‎معنای «چهلمین روز» نیست، بلکه به ‎معنای «چهل روز» است. در روایات شیعه هم وارد شده است که هر کس وفاداری خود نسبت به خداوند متعال را به مدت چهل روز حفظ کند، چشمه‎‎های حکمت از قلب او به‎سوی زبانش جاری و ساری می‎شوند؛ یعنی هر فردی در اثر مراقبت و مجاهده عاشقانه، در روز چهلم مزد خود را دریافت خواهد کرد.  

لزوم بازتاب جلوه‎‎های انسانی راه‎پیمایی اربعین در سطح جهان
یکی از رسالت‎‎های ما این است که به جهانیان بگوییم که وقتی کشور عراق تحت سیطره تمدن غرب بود، محصولی جز این همه مصیبت به بار نیاورد، اما از زمانی که اسلام در آن عملیاتی شد، محبت، عشق و صفا در آن ظهور و بروز بیرونی یافت.
 این ظهور و بروز را می‎توان در راه‎پیمایی اربعین به نظاره نشست. ماجرای اربعین، انسان را به انسان گره می‎زند؛ همان انسانی که تمدن غرب به وی اهمیت نمی‎دهد و او را خوار می‎کند. اگر می‎خواهید نهال دوستی بکارید، اربعین را به ‎عنوان پرچم تمدن اسلام به عالم نمایش دهید. این پرچم و تمدن می‎تواند کاری کند که مردم دو کشوری که هشت سال با هم مبارزه می‎کردند، در کمال محبت و آرامش دور هم گرد آیند. 
تجلی پیام محبت، معرفت و آرامش اسلامی در اربعین 
 آنچه اربعین برای بشر به ارمغان می‎آورد، محبت و معرفت است. فلسفه وجودی عالم محبت است؛ عالم تشنه محبت است؛ بنابراین، اربعین را مانند پرچمی بر روی کشتی به اهتزاز درآورید. وقتی کشتی از دور می‎آید، ابتدا پرچمش دیده می‎شود. کشتی، مثال همان تمدن است و پرچم، مثال ماجرای اربعین؛ یعنی ابتدا اربعین دیده می‎شود و بعد تمدن اسلامی. 
در فراز پایانی حدیث کساء وارد شده است که: «ما خَلَقْتُ سَماء مَبْنِیه وَ لا اَرْضا مَدْحِیه وَ لا قَمَرا مُنیرا وَ لا شَمْسا مُضِیئَه وَ لا فَلَکا یدُورُ وَ لا بَحْرا یجْری وَ لا فُلْکا یسْری اِلا فی مَحَبه هولاءِ الْخَمْسَه»؛ «به راستی که من آسمانِ بناشده و زمین گسترده و ماه تابان و مهر درخشان و فلک چرخان و دریای روان و کشتی در جریان را نیافریدم، مگر به‎خاطر دوستی این پنج تن». 
 بشر در طول تاریخ تشنه آرامش و محبت بوده و هست. به باور بنده این آرامش در اربعین تجلی تام پیدا می‎کند.

محبت به اهل بیت (ع) عشق به خداوند است
در آیات قرآن آمده است که: «الذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِن قُلُوبُهُمْ بِذِکرِ اللهِ أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطْمَئِن الْقُلُوبُ». ( ) «آن‎ها کسانی هستند که ایمان آورده و دل‎های‎شان به یاد خدا آرامش می‎گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‎‎ها آرامش می‎یابد». و به ما گفته‎اند که: «مَنْ أَطَاعَکمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصَاکمْ فَقَدْ عَصَی اللهَ وَ مَنْ أَحَبکمْ فَقَدْ أَحَب اللهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللهَ». «کسی‎ که شما را اطاعت کرد، خدا را اطاعت نموده و هر که از شما نافرمانی نمود، خدا را نافرمانی‎ کرده است. و هر که شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت، خدا را دشمن داشته است». بنابراین، محبتی که مردم نسبت به اهل بیت (ع) ابراز می‎کنند، در واقع محبت به خداوند متعال است. 
اسلام شیعی، اسلام محبت و عدالت، و اسلام غیر شیعی، اسلام عداوت و دشمنی
دشمنان اسلام تا بتوانند مسئله اسلام‎هراسی را مطرح کنند، ولی آنان هرگز راه به‎جایی نخواهند برد. اساسا مخالفان شیعه مخالف انسانیتند. اسلامِ شیعی در اربعین بروز می‎کند. اسلام شیعی، آب و اسلام غیرشیعی، سراب است. اسلام شیعی، اسلام محبت و عدالت و اسلام غیر شیعی، اسلام عداوت و دشمنی است. 
جایگاه محوری عنصر «محبت» در اسلام و اربعین
محبتْ بزرگ‎ترین آرمان انسانی است و اربعین منادی آن می‎باشد. یعنی تا زمانی که با هم دوست نشویم، خداوند متعال ما را دوست نخواهد داشت. در اینجا طرح این سوال لازم است که «چرا مردم به‎خاطر امام حسین (ع) در مراسم اربعین حضور پیدا می‎کنند و چنین جلوه‎‎هایی را به‎وجود می‎آورند؟». در جواب این سوال باید گفت: چون مردم امام حسین (ع) را به‎عنوان اسلام مجسم و عینی پذیرفته‎اند. امام حسین (ع) معنای اسلام است که برای محبت و عشق قیام کرد. 
تمدن غرب عالم را تبدیل به یک عالَم خشن و درنده می‎کند، ولی تمدن مهدوی انسان‎ساز است. ماموریت اربعین گسترش محبت برای زمینه‎سازی ظهور است. 

رابطه عقل با دوستی و وحدت
خداوند متعال وقتی عقل را آفرید گفت: برو؛ رفت؛ گفت: برگرد و برگشت. بعد از آن فرمود: هیچ چیز نزد من عزیزتر از تو نیست. وقتی جهل را آفرید گفت: برو؛ نرفت و گفت: بیا، نیامد. ( ) 
دشمنان بشریت، جهل را فعال، نهادینه و تئوریزه کرده و منیت‎ها، کینه‎توزی‎‎ها و برداشت‎‎های غلط و تحجر را از راه‎‎های مختلف ترویج داده و در اثر آن جنگ به راه می‎اندازند و دشمنی ایجاد می‎کنند:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد  نهال دشمنی برکن که رنج بی‎شمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان که درد سرکشی جانا گرت مستی خمار آرد (حافظ، غزلیات)

فلسفه لعن در زیارت‎ عاشورا
عقل، نهال دوستی می‎نشاند و جهل نهال دشمنی. لعن در ادعیه ما برای این است که نهال دشمنی را برچیند. تمام فراز‎ها در زیارت عاشورا یکبار ذکر می‎شود، مگر فراز‎هایی که مربوط به لعن است. پیام چنین کاری برای بشریت آن است که ابتدا بیایید بساط ظلم و ستم را در جهان جمع کنید و بعد محبت را بکارید. 

تجلی آیات قرآن در اربعین
 در اربعین این آیه را می‎بینیم که «جَاء الْحَق وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ آن الْبَاطِلَ کانَ زَهُوقا». (5) «حق آمد و باطل نابود شد. باطل همواره نابودشدنی است». در آیه دیگری می‎فرمایند: «یضْرِبُ اللهُ الْحَق وَ الْبَاطِلَ». (6) یعنی حق را بر باطل می‎زند و باطل متلاشی می‎شود و آثاری از آن باقی نمی‎ماند. 
رابطه حج و بیداری اسلامی
ما بیداری اسلامی را از راه حج، و محبت را از راه اربعین صادر می‎کنیم. چگونه؟ ما معنای حج را تبیین کرده‎ایم. زمانی می‎گفتند در مراسم رمی جمرات، این چه‎کاری است که شما مسلمانان انجام می‎دهید. مرحوم امام خمینی1در جواب مرقومه‎ای دارند به این عنوان که: «این نماد شیطان است. شما شیطان زمان را بشناسید و او را رمی کنید». یعنی امام خمینی (ره) برائت از مشرکین را در حج زنده کرد و حج از این طریق وسیله‎ای شد برای بیداری جهان اسلام. از آن زمان حج قائدین به حج قائمین تبدیل شد. اساسا خداوند متعال کعبه را برای قیام بنا نهاد: «جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَه الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاما لِلناسِ». (5) «خداوند، کعبه، آن خانه محترم و امن را وسیله برپایی و قوام (دین و دنیای) مردم قرار داد». «فَضلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ اَجْرا عَظیما». (6) «خداوند مجاهدان را بر کسانی که جهاد نمی‎کنند، برتری بزرگی داده است»؛ «جعَلَ اللهُ الْکَعْبَه الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاما لِلناسِ». (7) «قِیاما لِلناس» یعنی «جِهادا لِلناس»؛ یعنی اسلامی که با دشمنی‎‎ها بجنگد. آن زمان که نمی‎گذاشتند رمی جمرات انجام بگیرد، حج روح خود را از دست داده بود تا زمانی که دوباره آن روح به حج دمیده شد. هر سال که مسلمانان در چنین اجتماع پرشکوهی دور هم جمع می‎شوند، روح مبارزه در آنان شکوفا می‎گردد که این امر آثار خود را در بازگشت آن‎ها به کشورهای‎شان نشان می‎دهد. بیداری اسلامی این‎گونه طنین‎انداز شد. 
 ما در اربعین افراد را به اسلام دعوت می‎کنیم، نه شیعه. ما به جهانیان می‎گوییم آگاهانه بیایید و حقیقت اسلام را در قرآن و امام حسین (ع) دنبال کنید. آنان وقتی می‎آیند، خود به حقانیت امام علی (ع) پی خواهند برد. آرامش و محبت حقیقی را باید در اربعین دنبال کرد، نه جای دیگری. 

دلایل گسترش مراسم اربعین در چند سال اخیر
مثال اربعین مثال حج است. گفتیم که در حج وقتی برائت از مشرکین اجرا شد، روح حج به حج ابراهیمی و جهادی برگشت. در اربعین نیز وقتی حزب بعث برچیده شد، بزرگ‎ترین مانع برداشته شد و از همه مهم‎تر با ظهور انقلاب اسلامی و تبیین زوایای مختلف قیام حسینی، حقیقت آن برای جهانیان آشکار شد. اگر صدام بود آیا همچنان اجازه می‎داد که چنین مراسمی برگزار شود؟! این موانع برداشته شد و اربعین ظرفیت‎‎های خود را برای جهانیان آشکار کرد