جمعه  27 مرداد 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 287 >> سیاسی >> شماره صفحه مجله 5
بزرگ‌ترین رویداد انسانی زمین، با چه منطقی قابل توضیح است؟
با اربعین، باید رفت و تا آسمان نباید ایستاد
نويسنده : دكتر عطاءالله رفيعي آتاني

اهل فضلی می‎گفت، روزی از ایام، احساس عجیبی درونم ریشه دوانده بود، چیزی شبیه یک غم پنهانی یا یک اندوه خاص؛ انگار سرتاسر دلم را بغضی غریب پر کرده بود، اما علتش را نمی‎دانستم، تا اینکه رادیو را روشن کردم و از اعلام مجری دانستم امروز روز شهادت امام کاظم (علیه‎السلام) است. از عارف کامل، مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، نقل است که رفتار برخی بچه‎‎های شیعه را رصد کرده و مشاهده کرده‎ام که آن‎ها در ایام حزن اهل بیت (علیه‎السلام) حالشان دگرگون است. 

ماجرا چیست؟ 
انگار میان جان انسان با حقیقت عالم، پیوندی عمیق و نامرئی، برقرار است؛ پیوندی که در گوشه و کنار زندگی، خود را به رخ می‎کشد و البته اربعین، کامل‎ترین و آشکارترین نمایش این پیوند است. ده‎ها میلیون نفر زن و مرد، از جای جای دنیا، خود را به سرزمین عراق رسانده و روز‎ها و کیلومتر‎ها به‎سمت مرقد حضرت امام حسین (علیه‎السلام) راهپیمایی می‎کنند و پس از زیارت، بر می‎گردند. این اشتیاق روز به روز و سال به سال، در حال افزایش و ارتقاء است. دیگر همگان باور کرده‎اند این اتفاق، کوچک و معمولی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.  پس در این زمینه یک پرسش جدی مطرح می‎شود: ماجرای اربعین با چه منطق و استدلالی قابل توضیح است؟ 
باید برای شناسایی آن منطق کوشید و آن را تعمیق و تکثیر کرد. 

مفهوم ولایت، منطق اربعین
چندین میلیون نفر آدم، هر ساله از همه جا و در همه جا، برای تکریم امر «عاشورا» قیام می‎کنند، بیرق عزا به پا می‎کنند و هرچه از دست و فکرشان برمی‎آید به انجام می‎رسانند. چه‎بسا همین مردم برای خیلی از امور به ظاهر مهم دیگر، این‎چنین اجتماعاتی به پا نمی‎کنند. این دلدادگی صرفا با یک مفهوم قابل توضیح است و آن مفهوم «ولایت» است. برای فهم منطق اربعین، نیاز است که معنای واقعی و مفهوم صحیح «ولایت» و نقش آن را در فلسفه شیعی زندگی فهم کنیم. 
برای این منظور می‎توان به اندیشه‎‎های علامه طباطبایی در رساله ولایت رجوع کرد. 

ولایت به چه معناست؟ 
در توضیح مسئله ولایت می‎توان این‎گونه بیان کرد: هر انسان، مجموعه‎ای از انتخاب‎ها و رفتارهاست. او مرتکب هر عمل یا رفتاری که می‎شود، ما به ازای آن عمل، یک خصوصیتی در جان او به‎وجود می‎آید. اگر انسان را در مرحله طفولیت، همچون یک صفحه صاف و بی‎نقش فرض کنیم، با رشد تدریجی و انجام اعمال مختلف، آثاری بر آن صفحه نقش می‎بندد و صفات و ویژگی‎‎هایی در جان او آفریده می‎شود. وجود آدمی، انباره‎ای است از اعمال او، و انسان محصول و نتیجه آثار اعمال و کردارش هست. بنابراین به اقتضای حوزه عملکردی انسان، روحیات او نیز تغییر می‎کند. به‎عنوان مثال، در سطوح نازل‎تر مشاهده می‎شود برخی افراد به‎خاطر کسب‎وکار خاص، ویژگی‎‎های اخلاقی خاص نیز پیدا می‎کنند؛ چه‎بسا بتوان با مشاهده برخی خلق و خوها، به شغل برخی افراد پی برد. 

اربعین، جلوه ولایت حسینی 
«ولی» قدرت تصرف پیدا می‎کند، صاحب تاثیر می‎شود و اراده‎ها را جابه‎جا می‎کند. به‎خاطر آنکه صاحب جوهره انسانی متفاوت شده است. ولایت همان قدرت اثرگذاری فوق‌العاده است. کشش مردم به‎سمت مغناطیس حسینی، اثر اعمال همان ولایت در وجود آدم‌هاست. اربعین، مظهر برجسته‎ای از قدرت ولایت امام معصوم (علیه‎السلام) است. اینکه می‎بینیم پس از قرن‎ها، آدم‎‎های فراوانی به‎سمت شعله فروزان عشق حسین (علیه‎السلام) کشیده می‎شوند، صرفا با همین منطق قابل توضیح و تبیین است. 
امام حسین (علیه‎السلام) در نقطه اوج جاذبه الهی قرار دارد، برای همین است که آدم‎‎های بسیاری، بی‎آنکه به مکتب مسلمانی، باور داشته باشند، جذب او شده و از او حاجت می‎گیرند. 

بالاترین نقطه ظلم‌ستیزی 
سطح دیگری از تبیین راهبردی نیز وجود دارد که می‎توان به پدیده اربعین الصاق کرد. مهم‎ترین روند و رویه‎ای که امام حسین (علیه‎السلام) در طول تاریخ به‎وجود آورده است و جوامع اسلامی نیز به آن نیاز مبرم دارند، مبارزه با «ظلم» است. سید الشهداء (علیه‎السلام) با قیام خود در برابر ظلم ایستاد، پس تعظیم شعائر حسینی (علیه‎السلام) می‎تواند به اعلا درجه، دربردارنده همین پیام راهبردی باشد. 
در طول تاریخ انقلاب‎‎های متعددی رخ داده است. جالب آنکه، تئوری‎‎های انقلاب عمده‎ترین دلیل انقلاب‎‎های جهانی را، مواجهه مردم با ظلم حاکمان می‎دانند، اگرچه برای توضیح و بیان آن از تفسیر‎های مختلفی کمک می‎گیرند. تحولات بنیاد برافکن اجتماعی، محصول ناهنجاری‌های اجتماعی است که وقتی به اوج می‎رسد، جامعه را ناچار به قیام می‎کند. 
امام حسین (علیه‎السلام) در بالاترین و والاترین نقطه مبارزه با ظلم ایستاده است.
 او با قیام خود به همه تاریخ اثبات کرد، برای هیچ نقطه توقف یا تردیدی در مسیر ظلم‌ستیزی وجود ندارد و انسان، باید بی‎حد و حصر به ستیز ناعدالتی و مصاف ظلم و جور برود. 
عاشورای حسین (علیه‎السلام) و در امتداد آن اربعین، موتور مولد و محرک ظلم ستیزی در نهاد تاریخ است. نام حسین (علیه‎السلام) جوهره وجود بشریت را به‎سمت برائت از ظلم و مبارزه با ظالم تغییر می‎دهد. 

باید نایستاد و راه پیمود
اربعین، تداوم عاشوراست. جالب آنکه مردم در مراسم اربعین همه راه می‎روند و مشغول حرکت‎اند. این حرکت نمادی است از تداوم، این راهپیمایی حتی به‎لحاظ نمادین، ظرفیت جالبی در اختیار ملت‎ها می‎گذارد. در اربعین باید حرکت را برجسته دید. باید راه رفت و نایستاد. این رفتن همتی مضاعف و عشقی آسمانی می‎طلبد